شود آن زمان بر دل ما درست / که از کینه دلها بخواهیم شست

ز کين نو آيين و ز کين کهن ، مگر / در جهان تازه گردد سخن

بکوشید تا رنجها کم کنید / دل غمگنان شاد و بی‌غم کنید.

بسازید و از داد باشید شاد / تن آسان و از کین مگیرید یاد

سخن های دیرینه یاد آورید / به گفتار لب را به داد آورید

جهان یادگارست و ما رفتنی / به گیتی نماند به جز مردمی

سُراینده باش و فزاینده باش/ شب و روز با رامش خنده باش

خداوند هستی و هم راستی / نخواهد ز تو کژی و کاستی

مدار ایچ اندیشهی ِ بد به دل/ همه شادی آرای و غم برگُسل

کنون خورد باید می خوشگوار / که می‌بوی مشک آید از جویبار

کنون داستان کهن نو کنیم / سخن های شیرین و خسرو کنیم

 

 

 

Like
0

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان

برچسب‌ها : <<>>

دیدگاه خود را بنوبسید