ای عاشقان ، ای عاشقان ، من خاک را گوهر کنم
ای مطربان ، ای مطربان ، دف شما پر زر کنم

تو نطفه بودی ، خون شدی ، آنگه چنین موزون شدی
نزد من آی ، ای آدمی ، تا زینت موزون تر کنم

******
ای بسا هندو و ترک هم زبان / وی بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان همدلی خود دیگر است / همدلی از همزبانی خوشتر است
******
از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری / در گور کجا گنجی چون نور خدا داری
******
از خدا جوییم توفیق ادب
بی‌ادب محروم گشت از لطف رب
بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد
بلک آتش در همه آفاق زد


******
ای قوم به حج رفته کجایید، کجایید
معشوق همینجاست بیایید، بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یکبار ازین خانه برین بام برآیید
آن خانه لطیفست، نشانهاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

Like
0

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا,همه مطالب

برچسب‌ها : <<>>

دیدگاه خود را بنوبسید