ای بسا ظلمی که بینی در کسان / خوی تو باشد در ایشان ای فلان
چون به قعر خوی خود اندر رسی / پس بدانی کز تو بود آن نکسی
*********
باده در جوشش گدای جوش ماست / چرخ در گردش اسیر هوش ماست
باده از ما مست شد نی ما از او / قالب از ما هست شد نی ما از او
*********
این همه گفتیم لیک اندر بسیچ / بی عنایات خدا هیچیم ، هیچ
بی عنایات حق و خاصان حق / گر ملک باشد ، سیاه استش ورق
ای خدا ای قادر بی چند و چون / واقفی بر حال بیرون و درون
ای خدا ، ای فضل تو حاجت روا / بی تو یاد هیچکس نبود روا
*********
گر به علم آییم آن ایوان اوست / ور به جهل آییم آن زندان اوست


*********
چه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمی دانم
نه ترسا نه یهودیم نه گبرم نه مسلمانم
نه شرقیم نه غربیم ، نه بریم نه بحریم
نه ارکان طبیعیم، نه از افلاک گردانم
نه از خاکم نه ار بادم نه از آبم نه از آتش
نه از هندم نه از چینم نه از بلغار سقبینم
نه از ملک عراقینم نه ازخاک خراسانم
نه از دنیا نه از عقبی نه از جنت نه از دوزخ
نه از آدم نه از حوا ، نه از فردوس رضوانم
مکانم لامکان باشد ، نشانم بی نشان باشد
نه تن باشد نه جان باشد که من از جان جانانم
دویی از خود برون کردم یکی دیدم دو عالم را
یکی جوییم یکی گویم یکی دانم یکی خوانم
هو الاول هو الاخر هوالظاهر هوالباطن
زجان عشق سرمستم دو عالم رفت از دستم
به جز رندی قلاشی نباشد هیچ سامانم
اگر در عمر خود روزی دمی بی او برآوردم
از آن وقت و از آن ساعت از عمر خود پشیمانم
اگر دستم دهد روزی دمی با دوست در خلوت
دو عالم زیر پا آرم دگر دستی بر افشانم
توضیح :
مکانم لا مکان باشد : روح را حکمای الهی همه لا مکان و لازمان دانسته اند. اما امروز در فیزیک کوانتم
این سخن مطرح است که ذرات را نیز زمان و کمان مشخص نیست.
بحث nonlocation و entanglement که اولی همان لامکانی و دومی درگیری و پاسخ متقایل ذرات عالم به یکدیگر است ، از مهمترین مباحث جهان فیزیک امروز است

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا,همه مطالب

برچسب‌ها :

دیدگاه خود را بنوبسید