molana
دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم / عشوه مده عشوه مده عشوه مستان نخرم
وعده مکن وعده مکن مشتری وعده نيم / يا بدهی يا ز دکان تو گروگان ببرم
ای دل و جان بنده تو بند شکرخنده تو / خنده تو چيست بگو جوشش دريای کرم
چرخ ز استيزه من خيره و سرگشته شود / زانک دو چندان که ويم گر چه چنين مختصرم
گر تو ز من صرفه بری من ز تو صد صرفه برم / کيسه برم کاسه برم زانک دورو همچو زرم
گر چه دورو همچو زرم مهر تو دارد نظرم / از مه و از مهر فلک مه تر و افلاک ترم
چه عجب ار خوش خبرم چونک تو کردی خبرم / چه عجب ار خوش نظرم چونک تويی در نظرم


بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب / من شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم
هر کسکی را کسکی هر جگری را هوسی / ليک کجا تا به کجا من ز هوايی دگرم
من طلب اندر طلبم تو طرب اندر طربی / آن طربت در طلبم پا زد و برگشت سرم
تير تراشنده تويی دوک تراشنده منم / ماه درخشنده تويی من چو شب تيره برم
گيج شد از تو سر من اين سر سرگشته من / تا که ندانم پسرا که پسرم يا پدرم
باز توام باز توام چون شنوم طبل تو را / ای شه و شاهنشه من باز شود بال و پرم
گر بدهی می بچشم ور ندهی نيز خوشم / سر بنهم پا بکشم بی سر و پا می نگرم

دسته بندی‌ها:الماس هایی از مولانا,همه مطالب

برچسب‌ها :<<>>

دیدگاه خود را بنوبسید