5d1b0906-e508-4723-ae56-0f96d7d32a71

تمرین هر هنر، خواه هنر نجاری باشد یا پزشکی یا هنر عشق ورزیدن، احتیاج به یک سلسله شرایط و قواعد کلی دارد. قبل از هر چیز تمرین هر هنر مستلزم انضباط است. اگر کاری را با انضباط انجام ندهیم، هرگز نمی توانیم در ان به درجه مهارت برسیم، شاید تفریح و سرگرمی خوبی باشد، ولی هرگز ما را در ان هنر ورزیده نمی کند.

اشکال کار فقط در رعایت انضباط در تمرین هنر نیست، بلکه در این است که این انضباط باید در سراسر زندگی شخص رعایت شود. انسان امروز در خارج از محیط کارش تقریبا فاقد انضباط شخصی است. وقتی که کار نمی کند، دلش می خواهد تنبل و بی مبالات باشد، یا اگر بخواهیم کلمه دلچسبتری بکار ببریم، می خواهد” استراحت ” کند. این اشتیاق به تنبلی ، بیشتر عکس العملی علیه زندگی یکنواخت است. ادمی مجبور است روزانه هشت ساعت نیروی خود را صرف مقاصدی بکند که بخودش ارتباط چندانی ندارد، ان هم بطریقی که خودش انتخاب نکرده، بلکه بوسیله اهنگ یکنواتخت کار مقرر شده است.

درست به همین سبب انسان علیه انضباط محیط کار قیام می کند، و قیامش شکل یک خودکامجویی بچگانه به خود می گیرد، علاوه بر این ادمی در مبارزه با قدرت طلبی دیگران، نسبت به هر نوع انضباطی – چه انضباطی که از طرف مقامی بالاتر بی منطق تحمیل می شود و چه انضباط عاقلانه ای که شخص بخود تحمیل می کند – بی اعتماد می شود. بدون این انضباط، زندگی از هم می پاشد، آشفته می شود، و تمرکزش را از دست میدهد.

یکی از مشخصه های بارز عدم انضباط دز زندگی انسانها به عقیده من، هرج و مرج و آشفتگی است. وقتی تمرین هر هنری، توام و همراه با انضباط نباشد، مسلما مداومت و تکرار در این بی نظمی باعث آشفتگی و از هم گسیختگی ان هنر می شود. فرد بتدریج نسبت به ان احساس بی علاقگی و بیرغبتی می کند و طبیعی است که این بی میلی و بی توجهی و عدم علاقه یک افت بحساب می اید.

اریک فروم

 

————————–

نصیب از عمر دنیا نقد وقت است
مباش ای هوشمند از بی نصیبان .

سعدی

دسته بندی‌ها: روانشناسی,مطالب جالب

برچسب‌ها : <<>>

دیدگاه خود را بنوبسید