مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت .
آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته با شد…مشتري پرسيد :چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني .
مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟ مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت .به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد.مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت :
مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند!!!! مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم!!!
مشتري با اعتراض گفت :پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند..آرایشگر گفت :
“آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند… مشتري گفت دقيقا همين است خدا وجود دارد.فقط مردم به او مراجعه نميكنند! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد
××××××××××××××
برخی می خواهند همه چیز را رایگان و بدون هیچ جستجو و زحمتی بدست آورند
و برای بدست آوردن شادی و ثروت و … همیشه فکر می کنند که از بیرون باید کسی کاری برای آنها بکند و دریغ که خود ثروتی هستند و از خویش غافلند .
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست….از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
یکی ار راههای خدا شناسی ، خود شناسی است

امام علی

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,همه مطالب

برچسب‌ها :

دیدگاه خود را بنوبسید