آن که از بادی رود از جا ، خسی ست  / زانک باد ناموافق خود بسی ست

 که نیم ، کوهم زحلم و صبر وداد  / کوه را کی در رباید تند باد ؟

که = کاه

در زندگی همیشه باد ناموافق هست

وقتی به حضور زنده شوید ، ناملایمات و چالش ها شما را  از جا نمی کند

مثلا میخواهید درس بخوانید و ادامه تحصیل بدهید ، آیا آسان است ؟ خیر

میخواهید سر کار بروید ، 2 نفر آدم حسود است وقتی خوب کار میکنیم برای ما پاپوش درست میکنند

میخواهید مهارت جدیدی یاد بگیرید ، آیا راحت است ؟ خیر

پس ما احتیاج به فضای یکتایی داریم تا فکر و انرژی را تعیین کنه

اگر بخواهیم در ذهن باشیم و به همه باد های ناموافق واکنش نشان دهیم ، کارتان پیش نمیره .

 

آموخت ترا که دل و دلدار یکی اند / گه قفل شود ، گاه کند رسم کلیدی

گه پند و گهی بند و گهی زهر و گهی قند / گه تاز و برجسته گهی کهنه قدیدی

 

قدید = فرسوده

ما و خدا ( دل و دلدار ) یکی هستیم و موانع سر راه ما قرار میگیرند تا با حل آنها گسترش پیدا کنیم.

پس نباید از چالش ها بترسیم ، تا قفل و کلید نباشد ما فضا دار نمیشویم

وقتی اتفاق بدی می افتد شما باید ناراحت شوید ؟ خیر

وقتی آن را بپذیرید پنجره به غیب باز می شود و زهر تبدیل به قند میشود و راه حل پیدا می شود .

 

ای سیل در این راه تو بالا و نشیبست / تلوین برود از تو چو در بحر رسیدی

 تلوین = چند رنگی

آیا سر راه سیل سربالایی باشد از حرکت می ماند و ناراحت میشود ؟ خیر

یا از کنار آن رد می شود یا از روی آن

وقتی سیل به دریا برسد آلودگی از بین میرود

موانع با خلاقیت و کوشش از جلوی پای ما برداشته می شود

 

یکسری محدودیت ها و چالش ها قابل برداشته شدن نیست مثلا یکی را دوست داریم از دستمان می رود.

این جا شما پذیرش باید داشته باشید چون با پذیرش فضا دار می شوید چون با مقاومت و ناله کردن و یک رفتار منفی به خود گرفتن به هیچ جا نمیرسیم.

باید هر طور شده به بحر برسیم

مولانا میگه ما در بحر هستیم و یک توهم ما را از بحر جدا کرده

با ذهن نمیتوان خدا را شناخت و تنها راه تبدیل شدن است .

 

چـون گهـر در بحـر گويــد “بحـر کـو؟”     /            وآن خيـال چـون صـدف ديـوار او

گفتـن آن “کـو؟” حجابـش می‌شـود         /        ابـر تــاب آفـتـابـــش می‌شــــود

تو ببند آن چشم و خود تسليم کن          /       خويشتن بينی در آن شهر کهن

 

پيام مثنوی فريادی است برای بيداری و خروج از حصار نقش‌ها، و برگشت به “بحر جان” به هستی

فراسوی مجازها و پندارها، به “باغ سبز عشق”، آنجا که همه وجد و سرور است

کجاست اين بحر جان و اين باغ سبز عشق؟ می‌گويد در خودت، اما هرچه بيشتر به جستجويش بروی از آن دورتر می‌افتی.

تو گوهری هستی در بطن دريای وحدت، و صدف پندار است که تو را از اين دريا جدا ساخته است.”

 

بخش هایی از برنامه 533 گنج حضور 

www.parvizshahbazi.com

Like
0

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,گنج حضور

برچسب‌ها : <<>>

دیدگاه کاربران

  1. ایمان گفت:

    ممنون و سپاس از اینکه استاد دانش معرفت خود را در اختیار ما قرار میدهند چه بسا کسانی هستند که احتیاج به راهنمایی و راه رسم زندگی دارند مثل خود بنده.

  2. نسرین گفت:

    واقعا ممنون از استاد عزیز اقای شهبازی که مارا با شخنان ارزشمندشون اگاه میکنند ایشالله تا سالها تنتون سالم باشه و ماراراهنمایی کنید پاینده باشید

  3. سمانه گفت:

    سلام من نتونستم از بازار بخرم چه جوری بخرم لطفا راهنمایی کنید . گنج حضور و این وب سایت عالیه به امید زندگی در اعماق دریا نه در کف دریا .

  4. daniel گفت:

    درود بر اهالی گنج حضور
    از هم اکنون می توانید برنامه اندروید گنج حضور را از این آدرس تهیه فرمایید:
    https://cafebazaar.ir/app/dr.developer.danielganjehozour/?l=fa

  5. الهام م گفت:

    درود فراوان بر استاد شهبازى،كه معناى واقعى زندگى و زنده بودن را به ما نشان ميدهند

  6. علی گفت:

    سلام دوست عزیز واقعا سایت خوبی داری.از استاد شهبازی هم بسیار ممنون و قدردان ام.با اجازه ات چند قسمت از سخنان ایشون رو بر میدارم

  7. مهرتاب گفت:

    بسیار خرسند م که افرادی مانند شما هستند هزاران افرین به اقای شهبازی

  8. sanaz گفت:

    معنی واقعی زندگی و زنده بودن همین …
    مرسی به خاطر نگاه نویی که به ما دادین ….مهندس شهبازی دوستت دارم

  9. محمد اسماعیلی گفت:

    سلام واقعا دراین زمانه وجود چنیین فرد بزرگواری هم چون استاد پرویز شهبازی که سرشار معرفت وعرفان می باشد لازم وضروری میباشد به واقع ایشان انسان به حضور رسیده ای میباشد

  10. Shazi گفت:

    گنج حضور عالی ترین برنامه ای است که در این عصر وجود دارد برای بیداری انسانها از خواب غفلت . زنده باد آقای شهبازی عزیز و شما دوست گرامی با این مطالب زیبا

دیدگاه خود را بنوبسید