موريس مترلينگ از انديشمندان و متفكرين بزرگ قرن اخير است. در ستايش وي سخنان زيادي گفته شده است.
دو نقل قول معروف از بركسون و انيشتين نشان از جايگاه اين نويسنده و فيلسوف گرانقدر دارد
. بركسون معتقد است « اگر بگوييم مترلينگ به منزله سقراط عصر حاضر است سقراط را خيلي بزرگ و مترلينگ را كوچك كرده ايم.»
همچنين، از انيشتين نقل شده است كه «در فكر و قلب مترلينگ چنان خدای بزرگ و لايزالی وجود دارد كه چنين خدايی تا كنون به فكر هيچكدام از افراد بشر نرسيده است »
كتابي از وي تحت عنوان ” انديشه هاي يك مغز بزرگ- خداو هستي- افكار كوچك و دنياي بزرگ ” توسط مترجم زبردست و توانا مرحوم ذبيح الله منصوري ترجمه شده است.
وي در موضوع هستي و خلقت و خدا مباحث بسيار جالبي دارد. توجه اصلي مترلينگ به” خداوند كيهاني” است.
خدايي كه آفريدگار جهاني است با عظمت بيكران! كه (ظاهرا) نه ابتدايي دارد و نه انتهايي ميتوان براي آن متصور شد!


انديشه هاي مترلينگ از جنبه پرداختن به طبيعت و كشف خداوند از دل موريانه كور و يا حركت الكترون حول هسته اتم و بالاخره حركت سياره ها حول خورشيد و . . . جالب و انگيزنده فكر و پرواز خيال به افقهاي بيكران است.
افكار به ظاهر متناقض مترلينگ در اين كتاب، همانگونه كه خود نيز بدان معترف است، در واقع تلاشي است مستمر براي رسيدن به پاسخ سئوالهاي متعدد درباره خلقت و هستي و آفريدگار جهان.
سئوالهايي كه فيلسوفان و انديشمندان زيادي را در طي قرون و اعصار بخود مشغول داشته است.
مترلينگ عقيده راسخ بر جاودانه بودن “هستي” و عدم امكان وجود “نيستي” دارد و معتقد است هيچ چيز نيست نخواهد شد
. وي ميگويد اگر “نيستي“ وجود داشته باشد بايد “هست“ شود و در اينصورت ديگر “نيستي“ نخواهد بود و “نيستي“ همان “هستي“ خواهد بود.
موريس مترلينگ در بخشهاي پاياني كتاب و در حالي كه سن او از هشتاد گذشته است مبحثي تحت عنوان “بيچارگي من“ دارد كه بسيار جالب است كه در اينجا اين بخش را عينا مي آورم.
بيچارگي من
در پايان كتاب «زندگي در فضا» چنين نوشتم:
«من سكوت ميكنم و در پيشگاه «او» سر تعظيم فرود مي آورم . . . زيرا به هر نسبت كه براي فهم اين اسرار «او» جلو مي روم اسرار وي عقب مي رود و هر قدر كه براي فهم اين اسرار فكر مي كنم مي بينم كه كمتر قادر
به فهم آنها هستم، ولي به هر نسبت كه فهم من از ادراك اسرار او باز مي ماند بيشتر بر من محقق مي گردد كه او هست زيرا اگر او نبود مي بايست كه در جهان ” نيستي ” وجود داشته باشد و محال است كه فكر وجود “نيستي” در مغزي بگنجد
اكنون كه بار ديگر اين سطور را از مد نظر مي گذرانم ناتواني و درماندگي و بيچارگي من زيادتر در نظرم آشكار مي گردد.
مطالعه اين كتاب و ساير كتابهاي اين انديشمند بزرگ را به همه دوستان توصيه ميكنم.


بخشی از سخنان مترلينگ :


از تصاویر و اشکال مختلف خداوند یگانه شکلی که تا اندازه ای به فهم ما نزدیک می باشد بی پایان بودن اوست و ما از صفات خداوند فقط همین یکی را تا اندازه ای می فهمیم و باقی صفات و اشکال او برای ما مجهول می باشد !!! . موريس مترلينگ
————————-
من بعضی از اشعار شعرای ایرانی را در ترجمه های فرانسوی خوانده ام و بعضی از ابیات عطار نیشاپوری تاثیر زیادی در من کرده است. عطار در یکی از اشعار خود می گوید :

“خداوندا اگر چه گناهکار هستم و خود را درخور مجازات می بینم. لیکن از درگاه تو نا امید نیستم برای اینکه می دانم که اگر من در این جهان بر طبق پیروی از طبیعت خود رفتار کرده ام تو در آن جهان نسبت به من بر طبق طبیعت خود رفتار خواهی نمود.”
انصاف بدهید که آیا از آغاز زندگی بشر تاکنون در جهان چیزی گفته شده است که از حیث عمق معنی بالاتر از این گفته عطار نیشاپوری باشد و به این اندازه امیدبخش باشد ؟؟؟ .

————————-
خدا هم که عین هستی است نمی تواند نیستی را به وجود بیاورد . همانگونه که آفریننده ، قادر نیست پایان خود را ببیند زیرا اگر پایان خود را می دید آنوقت بی پایان نبود .
————————-
ما هیچ دلیلی در دست نداریم که بتوانیم وجود فهم و شعور را در سنگ و درخت و غیره منکر بشویم و در این صورت بعید نیست دنیاهائی وجود داشته باشد که در آنها سنگ ها و سایر جمادات مثل ما زندگی کنند و بلکه زندگی فکری آنها از ما بالاتر باشد . موريس مترلينگ
————————-

اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. موريس مترلينگ

————————-
من نمیدانم که به چه مناسبت اموات باید دارای مقام و احترام خاصی باشند.
برای چه وقتی یکنفر مرد تمام خطاها و اشتباهات او را فراموش کرده و در عوض درباره محاسن و مزایای او صحبت میکنند ؟!؟!؟!
حتی اگر بعد از مرگ او خیانت ها و گناهان جدیدی از مرده کشف شود او را می بخشند.
پس از این قرار تا وقتی که شخص فوت ننماید ما آنطور که شاید و باید او را دوست نداریم.
حال خیلی غریب است که ما درباره آنهایی که زنده هستند اینطور رفتار نمی کنیم و اگر درباره آنها اینطور رفتار می کردیم زندگی ما در این جهان خیلی لذت بخش می شد و بسیاری از مصائب و بدبختی ها از بین می رفت !!! .
موريس مترلينگ
————————-
ما انسانها اینطور آفریده شده ایم که اگر بدانیم میلیونها سال در جهان باقی خواهیم ماند اما قرین اندوه و بدبختی خواهیم بود ، راضی می شویم و حتی خوشحال می گردیم .
لیکن اگر بفهمیم که از بین می رویم و در عوض هیچ شکنجه و رنج نخواهیم کشید اندوهگین و مایوس می شویم !!! . موريس مترلينگ
————————-
اگر از شما بپرسند که در این جهان در انتظار چه هستید چه پاسخ خواهید داد؟ اگر از اشخاص عادی باشید “که نود و نه درصد مردم از اشخاص عادی هستند” خواهید گفت که من دراین دنیا انتظار دارم که پس از مرگ مستقیما وارد بهشت شده ودر حالی که عمر جاویدان خواهم داشت تا پایان عالم اغذیه لذیذ بخورم و از لذت عشق و شهوت برخوردار شوم و آهنگ های طرب انگیز بشنوم و …
ولی غافل از این هستید که پس از رفتن در بهشت و داشتن عمر و جوانی همیشگی که هرگز دچار خزان پیری و بیماری نخواهید گردید دیگر از خوردن و نوشیدن و خوابیدن و شهوترانی لذت نخواهید برد و بزودی زندگی یک نواخت بهشت شما را خسته و کسل خواهد کرد زیرا چیزی که در این دنیا خوردن و خوابیدن و غیره را برای شما لذت بخش کرده ترس از مرگ و از دست دادن این لذات است و روزی که این لذات جاوید شد یعنی مرگ برای شما وجود نداشت همه چیز عادی خواهد گردید!

در جای دیگر گفته ام که اگر شما را به بهشت ببرند پس از یکسال اقامت کسل شده و از در بهشت خارج گردیده و در جستجوی نقطه دیگری هستید که تغییری در زندگی شما بدهد!!! . موريس مترلينگ

منبع : www.sokhanan.ir

Like
0

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,همه مطالب

برچسب‌ها : <<,>>

دیدگاه خود را بنوبسید