1630_
چند نفری که در جستجوی آرامش و خرسندی درون بودند, نزد یک استاد بودایی رفتند و از او پرسیدند: استاد شما همیشه یک لبخند روی لبت است و به نظر ما خیلی ارام و خوشنود به نظر میرسی, لطفا به ما بگو که راز خوشنودی شما چیست؟

استاد گفت: بسیار ساده است من

  • زمانی که دراز میکشم , دراز میکشم.
  • زمانی که راه میروم راه میروم.
  • زمانی که غذا میخورم, غذا میخورم…

این چند نفر عصبانی شدند و فکر کردند که استاد آنها را جدی نگرفته است. به او گفتند که تمام این کارها را ما هم انجام میدهیم پس چرا خوشنود نیستیم و آرامش نداریم؟

استاد به آنها گفت: زیرا

زمانی که شما دراز میکشید به این فکر میکنید که باید بلند شوید

زمانی که بلند شدید به این فکر میکنید که باید کجا بروید

زمانی که دارید میروید به این فکر میکنید که چه غذایی بخورید…

فکر شما همیشه در جای دیگر است و نه در آنجایی که شما هستید.
“زمان حال “تقاطع گذشته و آینده است و شما در این تقاطع نیستید!!! بلکه در گذشته و یا آینده هستید و به این علت است که از این لحظه ها لذت واقعی نمیبرید شما همیشه در جای دیگر سیر میکنید.

مطالب پیشنهادی :  تو مو بینی و مجنون پیچش مو

دسته بندی‌ها:عشق و عرفان

برچسب‌ها :

دیدگاه کاربران

  1. مریم گفت:

    با اینکه کوتاه بود متنش پر معنی بود خیلی خوب بود

  2. حسن گفت:

    سلام بسیار عالی

  3. مریم گفت:

    سلام بسیار عالی است به این ترتیب که متن سخنرانی وتفسیر اشفار مولوی را به صورت متن میبینیم خیلی خوب است به نظر من خیلی کارایی دارد وبیشترین استفاده را میشود برد.

دیدگاه خود را بنوبسید