عشق
کفر چو منی گزاف و آسان نبود
محکم تر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آنهم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود
ابن سینا
دهر=روزگار
—————
از آینه بپرس
نام نجات دهنده ات را
آیا زمین که زیر پای تو می لرزد
تنهاتر از تو نیست
فروغ فرحزاد
———
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آن چه مسیحا میکرد
حافظ
———

من آن نيم كه حلال از حرام نشناسم
شراب با تو حلال است و آب بي تو حرام

سعدی


———
خور و خواب و خشم و شهوت، شغب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد، ز جهان آدمیت
طیران مرغ دیدی؟ تو ز پای بند شهوت
به در آی، تا ببینی طیران آدمیّت

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت .

کلیات سعدی
شغب = تباهی ، فتنه
طیران = پرواز
—————
بگذار که تا می خورم و مست شوم
چون مست شوم به عشق پا بست شوم
پابست شوم به کلی از دست شوم
ار مست شوم نیست شوم، هست شوم
فروغی بسطامی
————
گاهی هوس باده‌ی رنگین دارم
گاه آرزوی وصل نگارین دارم
گه سبحه به دست و گاه زنار به دوش
یارب چه کنم، کیم، چه آیین دارم
سبحه = عابد
فروغی بسطامی
————
در دنیای امروز، انسان در خیابان سرگردان است و انسانیت در کتاب ها
————
مراقبه راهي است براي يافتن كانون وجودت. اگر تو، مراقبه را بياموزي، همه چيز را آموخته اي .
آشو

Like
0

دسته بندی‌ها: همه مطالب

برچسب‌ها :

دیدگاه خود را بنوبسید