ghomshei
انسان الهی
ما چون یکی هستیم یک کارهم بیشترنکنیم صد تا کار نکنیم و یک کاربکنیم بعضی ها تقسیم می کنند کارها را به کاردنیوی مثل خورد و خواب و زن و بچه وکامپیوتر و مدرسه و…
و یک کارهایی را هم می گویند کار اخروی مثل نمازوروزه وکارهای خیریه و… ،

درصورتیکه هم چنین چیزی نیست بلکه بایدا نسانها را تقسیم کردبه انسانهای الهی و انسانهای
دنیوی ، اگرانسان الهی شد ، خورد و خواب او هم الهی می شود چون به خاطرخدا زندگی می کند و
بخاطرخدا پشت کامپیوتر می نشیند و به خاطرخدا کتاب می نویسد و همه اش می شود کار اخروی و عاشق خداوند اصلاکار دنیوی نمی کند.

انسان الهی بشوید و بروید دنبال دنیا و هزار تا کاربکنید تا وجودتان منشا خیر و برکت بشود و خلاقیت و سازندگی و آبادانی ایجادبشود ؛
انسان هست که الهی می شود یا دنیوی ، اگر دنیوی شدید ، همه کارهایتان دنیوی می شود و حتی حج و نماز و زکاتتان هم دنیوی می شود ،


وقتی روی آدم به طرف دنیا و هوا های نفسانی خودش بود دیگرتفاوتی نمی کند که به کدام طرف
بایستد ونماز بخواند چون به هرطرف بایستددر اصل به طرف خودش ایستاده و نماز خوانده .
—————–
مرگ
بعضی ها معتقدند عامل همه بیماریهای روانی، ترس ازعدم است، مامی ترسیم که نکند نیست شویم
نگرانی مرگ حرص تولید می کند هزار مشکل تولید می کند این که مامی میریم وبعدش هم خبری نیست و به کلی نابودمی شویم ،این خودش عامل بیماری است.
اول انسان از پیری می ترسد به محض اینکه ازمرگ نگرانی پیدا کرد فکرمی کند که زمان گذشت چه کار کنم دارم پیر می شوم و بعدش هم مرگ می آید
شروع می کند ازپیری ترسیدن ازمقدمات وآثارمرگ شروع می کندبه ترسیدن

اما یک مرتبه یک رسول گرامی ای می آید و آیه ای می آوردکه ” ام حسبتم اناخلقناکم عبثا “،

چقدرساده لوحی است که انسان فکرکند خدا او ر ابا این حکمت ومعرفت آفریده برای اینکه بزند

وخرابش کند، مرگ فقط یک انتقال است ازیک جایی به جای دیگر ، درهیچ جای قرآن گفته نشده است

که انسان فنامی شود و این تفکرفنا را شیطان درذهن انسان وسوسه می کند و می گوید که مرگ
نزدیک است برو هرکاری که می خواهی بکن ومرگ رابه عنوان فنا معرفی می کند و گرنه درقرآن
اصلا چنین چیزی نیست وقتی که صحبت از مرگ هست صحبت از انتقال است وگفته شده که “مرگی
که از آن فرارمی کنید ملاقات می کندشما را” یعنی شماهستید و مرگ را ملاقات می کنید و بامرگ سلام علیک می کنید؛
یک شاعرانگلیسی مکالمه ای رابیان کرده بین انسان ومرگ که مرگ به انسان می گوید خاک بشو و
بمیر و نابود بشو و انسان جواب می دهد که قرار این نبوده بلکه این قرارمربوط به خاک بوده که خاک به
خاک باید برگردد نه روح و لباس تن را درمی آورد و پرت می کندجلوی مرگ و می رود .

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,همه مطالب

برچسب‌ها : <<>>

دیدگاه خود را بنوبسید