قسمت های کوتاه از سخنرانی ها حکیم قمشه ای رو براتون می زارم امیدوارام همچون چراغی راهنمای پویندگان حق و حقیقت باشد.
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام خداوند بر شما دانشجوياني باد كه ثروتمند ترين مردم جهان هستيد بعضي گمان مي‌كنند كه فلان كس در آمريكا
و اروپا خيلي ثروتند است و به يك چند دلاري قانعت مي‌كنند و چند تا صفر هم اضافه مي‌كنند چند تا صفر كه هيچ است اضافه مي‌كنند ثروتشان همان است بعد هم هيچ مي‌شوند
شما ثروت حقيقي داريد براي اين كه ثروت آدمي طلب است هر كس گفت من مي‌خواهم اين ثروتمند است چرا براي اين كه طالب حتما به مطلوب مي‌رسد بلكه اصلا همان مقام طلب عين وصول به مطلوب است
مثل گشته است در عالم كه جوينده است يابنده حالا اين را شاهد آن حديث نبوي است كه گفت پيغمبر كه چون كوبي دري عاقبت زان در برون آيد سري چون ز چاهي مي‌كني هر روز خاك عاقبت اندر رسي در آب پاك معني اش اين است كه شما طلب كنيد.
****************
بنام دوست”
قرآن ذكر است، یعنی یادآوری، یعنی یه چیزی است كه شما یادتون رفته،
بهتون قبلا گفته بودن، در دل و جان شما نوشته بودن، اما ما یادمون رفته. یه نفرو
فرستادن كه برو بهشون بگو.
به یه تعبیر دیگر ما نور فرستادیم، برای شما چراغ فرستادیم ، تاریك بود عرصه
دلتان گفتیم براتون چراغ بیارن.
براتون حیات آوردیم، این زندگی كه دارین این خیلی زندگی نیست ، این زندگی
رو الان گاو و گوسفند هم دارن، این چه زندگی است؟ یه جان دیگری شما باید
داشته باشین آنرا براتون آوردن یه حیات تازه است.
هدایت آوردیم، شما گم شدین اینجا، در این شهر غریب، ما كه مال اینجا نیستیم،
تمام وجود ما فریاد می كنه كه ما مال این شهر نیستیم، مال خواب نیستیم، مال
خاك نیستیم، مال آب نیستیم.
****************
“بنام دوست”
چه سعادتی است كه نام دوست بر زبان آدم باشه ، یاد او در دل آدم باشه و راه او
در پیش روی آدم.
نام، خودش انگیزه یاده، وقتی اسم كسی رو میبرن شما یاد او میكنین.
گاهی اوقات ما حتی از فراق خودمون غافلیم، یادمون رفته كه معشوق ما كیه،
اسمشو كه میبرن یاد اون می افتیم.
راه او صفات اوست كه هر صفتی راهی است به او.
و ما باید هر سه تا رو با هم داشته باشیم . یعنی زبان و دل و راه ما یكی باشه نه
اینكه دلمون پر از شوق گناه باشه و زبان ما به ذكر او .
“برگرفته از سخنان استاد الهی قمشه ای”


****************
موضوع : دعا
وقتی دعا می كنی، دعای تو از این جهان خارج می شود و به جایی می رود كه هیچ زمانی نیست. دعایت به قبل از پیدایش عالم می رود. دعایت به آنجا كه دارند تقدیرت را می نویسند می رود و تقدیر نویس ِ مهربان ِ عالم، تقدیرت را با توجه به دعایت می نویسد.
برگرفته از سخنان دكتر الهی قمشه ای
****************
موضوع : مولانا
سخنرانی دکتر الهی قمشه ای پنج شنبه 17/06/1384 ساعت 13:30 قصد دارم
امشب بگویم مولانا جامع همه اطوار هستی است چون سبک مولانا سبک عشق است . چون اطوار دارد یعنی عاشقی و اگر کسی عاشق شد هم به کمال و هم به تمام می رسد. اگر عاشق نشود در یکی از دایره ها می ماند. عشق نامتناهی است .
اگرخیلی عاقل و زیاده خواه باشیم باید عاشق شویم و در عین حال همه چیز را داریم و هیچ چیز را از دست نمی دهیم . سبک کلی همه شاعران عارف ما سبک عشق است .
عشق در حقیقت بندگی است و گاهی عاشق تاج عشق را بر سر دارد و در عین حال بیرون از این دو است . هر گاه همه عناصر هستی در وجود شما پیوند خورد و یک چیز شد ، آن عشق است .
عشق وحدت بخشیدن به همه عناصر هستی هر چه در جای خود است . پروفسور آراسته درباره مولانا می گوید : در این مرد انسانیت به مرحله کمال رسیده است .
اگر ارزش شئ هنری به هنر آن باشد نه به ماده اش ، آن اثر هنری تر است .
برنارد شاو یکی از طنز نویسان اوایل قرن بیستم که از جامعه اشرافی انگلیس انتقاد دارد می گوید : ” کمتر انگلیسی است که مرکز خانه او آشپزخانه و اصطبل نباشد ، با اینکه این آدم بسیار خوب و شرافتمندی است .
مثنوی به طور کل با اینکه همه چیز را مطرح می کند از موضوع اصلی هیچگاه خارج نمی شود . مولانا نیز با اینکه رمانتیک است همه عناصر کلاسیک را در خود جمع کرده است .
قرآن با وحدت و کثرت سروکار دارد. کثرت در حقیقت از عناصر شیطان است و شیطان انسانها را متکثر و متفرق می کند.
این تکثر و تفرقه باعث جنگها در طول تاریخ شده است . عالم پر از نعمت است که می توانیم از این نعمتها برخوردار شویم اما خودمان میله هایی در اطراف کشیده ایم و از گرسنگی در حال مرگ هستیم .
در کتب آسمانی پیام اصلی قرآن این است که یک خدا بیشتر نیست در نتیجه این همه تکثرا ت تجلیات همان یک خدا است . که او ، اول ، آخر ، ظاهر و باطن است . اوست که تمام عالم را یکی می کند. آسمان ، زمین ، ابرها همگی آیاتی از آیات خداوند است جهت ایمان بیشتر تمامی انسانها .
راجع به اینتی گریشن درونی و اینتی گریشن بیرونی تمام سخن مولانا در این است که چه کنی گه دنیا را یکی ببینی و تمام پریشانی را چگونه به هم وصل کنی .
این درصورت وجود وحدت است که پیام اصلی قرآن نیز می باشد. اگر قدرت ، مقام یا اسم هر چیز دیگری را در لحظه اضطراب و پریشانی ببرید آرام نمی شوید .اما اگر اسم خدا را ببرید آرام می شوید ، چرا که او نامتناهی است .
مولانا می گوید: ” همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد دوهزار در خون بها گشودم دو هزار خو چشیدم چو شراب سر خوش تو به سرو لبم نیامد ”
در حقیقت برای تشریح سبک مولانا باید تک تک شعرهای او خوانده شود. مولانا می گوید :” مثنوی ما دکان وحدت است ، مثنوی دکان عشق است ای پسر.”
عشق از یک نظر دکان است چون جنس دارد ، از یک نظر دکان نیست چون نمی فروشد بلکه عشق عطا می کند .
در جای دیگر می گوید : ” شکر که روی تو را هر طرفی مشتری است ” یعنی عطای ما مشتری دارد و جنس باید خودش حرف خود را بزند و احتیاج به تبلیغ نداشته باشد .
دو حس درونی و بیرونی باعث بروز عشق می شود . قبل از عاشقی انسان شخصیتهای متفاوتی دارد .
مولانا می گوید در وجود ما گاو و گوسفند و همه حیوانات خواب هستند . چنین انسانی هم به خود ، هم به دیگران آسیب می رساند . علم انسان باید ذاتی باشد نه اینکه عارفی باشد. انسان باید از درون ساخته شود .
چرا بسم الله الرحمن الرحیم را انتخاب کردیم ؟ گفت : همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد . در حقیقت سر زلف او همه جا هست.
حق یارتان

Like
0

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,همه مطالب

برچسب‌ها : <<>>

دیدگاه خود را بنوبسید