دانه در عشق میشکفد

هرچه بيش‌تر به ديگران بچسبي
آن‌ها را بيش‌تر مي‌ترساني
آن‌ها از تو خواهند گريخت
زيرا آزادي را دوست دارند
ميل به آزادي، از همه‌ي ِ اميالِ آدمي قوي‌تر و ژرف‌تر است
به همين دليل، حتي از عشق مي‌توان گذشت
اما از آزادي نمي‌توان
بنابراين، سعادتِ تو در خلوتِ توست
خلوت و تنهايي، هنر است؛ هنر خودشناسي

تنهايي
تمركز در خويشتن
فراغت از نياز شديد به ديگري
آسودگي
و اُنس با خويشتن است
تنهايي، سعادتي‌ست ماندگار
ابتدا در جان ِ خويش ريشه بدوان
آنگاه با ديگران رابطه برقرار كن


تنها در اين صورت است كه مي‌تواني داشته‌هايت را
با ديگران سهيم شوي
دوست بداري
و شادمان باشي
تنها در اين صورت است كه مي‌تواني آواز خويش را
در هستي طنين‌انداز كني
دست بيفشاني و آنگاه كه لحظه‌ها مي‌گذرند و مي‌روند
با حسرت به پشتِ سر خويش نگاه نكني
و از رفتن‌شان تأسف نخوري
عاشق باش، اما از عشق خود، بند نساز
مهم آن است كه دلي عاشق داشته باشي
معشوق اگر رفت، بگو
رو، چه باك! كه عشق هست
اگر شالوده‌ي ِ استوار بصيرت را نداشته باشي
هر عشق ِ تازه‌اي، دير يا زود
برايت كابوسي دهشتناك خواهد شد
هنر تنها بودن را بياموز
هنر با تنهايي، سعادتمند بودن را بياموز
آنگاه هر چيز امكان‌پذير خواهد شد
كتاب دانه در عشق مي‌شكفد
مسيحا برزگر
صفحه 222

مطالب پیشنهادی :  راه سعادت و خوشبختی

دسته بندی‌ها:عشق و عرفان,مطالب جالب,معرفی کتاب,همه مطالب

برچسب‌ها :

دیدگاه خود را بنوبسید