molana
ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
از آسمان آمد ندا کای ماه‌ رویان الصلا‏
ای سرخوشان ای سرخوشان آمد طرب دامن‌ کشان
.بگرفته ما زنجیر او بگرفته او دامان ما‏

آمد شراب آتشین ای دیو غم کنجی نشین
ای جان مرگ‌اندیش رو ای ساقی باقی درآ‏
ای هفت گردون مست تو ما مهره‌ای در دست تو
ای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا‏

ای مطرب شیرین‌نفس هر لحظه می‌جنبان جرس
ای عیش زین نه بر فرس بر جان ما زن ای صبا‏
ای بانگ نای خوش‌سمر در بانگ تو طعم شکر
آید مرا شام و سحر از بانگ تو بوی وفا‏

بار دگر آغاز کن آن پرده‌ها را ساز کن
بر جمله خوبان ناز کن ای آفتاب خوش‌لقا

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا,همه مطالب

برچسب‌ها :

دیدگاه خود را بنوبسید