الماسهایی از مولانا – قسمت 102

ای گل و گلزارها کیست گواه شما
بوی که در مغزهاست رنگ که در چشم‌هاست

چیست نشانی آنک هست جهانی دگر
نو شدن حال‌ها رفتن این کهنه‌هاست

روز نو و شام نو باغ نو و دام نو
هر نفس اندیشه نو نوخوشی و نوغناست

نو ز کجا می‌رسد کهنه کجا می‌رود
گر نه ورای نظر عالم بی‌منتهاست

عالم چون آب جوست بسته نماید ولیک
می‌رود و می‌رسد نو نو این از کجاست

خامش و دیگر مگو آنک سخن بایدش
اصل سخن گو بجو اصل سخن شاه ماست

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده

الماسهایی از مولانا – قسمت 101

مولانا يكى از موضوعاتى را كه به صورت دَوَرانى مورد تأكيد قرار مى دهد، برترى بينش بر دانش است. دانش ، اندوخته است ، و بينش ، مصرف كردن بهينهء آن اندوخته. دانش،تفسير مى كند، و بينش ، آدمى را تغييرمى دهد، البته تغييرى رو به سوى كمال.دانشى كه رفتار و كردارمان را همرنگ خودش نكند مثلِ غذايى است كه هضم نمى شود.چنين غذايى ما را رنجور و بدحال مى كند. كسانى كه دانش و محفوظات دارند و بينش ندارند نوعاً دچار بيمارى هاى اخلاقى و شخصيتى مى شوند. اما غذايى كه هضم شود نيرو و سلامتى مى آورد، ولو اندك باشد. همينطور هر معرفتى كه به بينش تبديل شود سلامتى روانى و اخلاقى در پى
مى آورد. دانشى مى تواند نجات بخشى كند كه با رفتار و هويّت ما در آميزد.
مولانا مى فرمايد:
هركه در خلوت به بينش يافت راه
او ز دانش ها نجويد دستگاه

علم چون بر دل زَنَد يارى شود
علم چون بر تن زَنَد بارى شود
استاد کریم زمانی

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده

الماسهایی از مولانا – قسمت صد

425717871_241864_9241778131747162491

آبی میان جو روان آبی لب جو بسته یخ
آن تیزرو این سست رو هین تیز رو تا نفسری

 

آن برف گويد دم به دم : بگْدازم و سِيلى شوم
غلطان سوى دريا رَوَم ، من بحرى و دريايى ام

مولانا

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده

بخش هایی از برنامه گنج حضور–قسمت 20

ﺁیا می شوﺩ فرﺩی 5 ساﻝ به موﻻنا گوﺵ ﺩهد ﻭ به هیچ جایی نرسد؟

بلی . ﺍگر ﺯﺭنگیش ﺭﺍ باخوﺩﺵ ﺩﺍشته باشد، ﺍگر منافع ﺯﻭﺩﺭﺱ غالب باشد ﻭ بعضی موﺍقع ﺩﺭﻭﻍ بگوید ﻭ ﺯﺭنگی کند. ﺍگر عمدﺍً به توهمها ﺩﺍمن ﺯند بدلیل ﺁنکه عدﻩ ﺍی خوششاﻥ می ﺁید، سامری شدﻩ ﻭ نمی توﺍند به جایی برسد .
10 ساﻝ هم به موﻻنا گوﺵ ﺩهد، نمی توﺍند به جایی برسد . ﺯیرﺍ نمی شوﺩ که شما 2 قدﻡ جلوﺭفته ﻭ 2 قدﻡ عقب ﺁیید ﻭ ﺍنتظاﺭ ﺩﺍشته باشید که به مقصد برسید .

بخش هایی از برنامه 605 گنج حضور 

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده

الماسهایی از مولانا – قسمت نود و نهم

از نظر مولانا زندگی غیر اصیل، یعنی زندگی آمیخته با فراق، سرشار از دو حس قوی‌ست: تشویش و ملالت. دلیل‌اش ساده است: هنگامی که قطره‌ی روح انسان دیگر بخشی از آن دریا نباشد در معرض نیستی قرار می‌گیرد. یک قطره‌ی تنها در مقابل تابش آفتاب به طرفه‌العینی بخار و با وزش باد، در اندک لحظه‌ای خشک می‌شود. زندگی فراق‌آمیز هم، هم‌واره در آستانه‌ی نابودی‌ست و همین تهدیدِ همیشگی منشأ تشویش آدمی‌ست.

از سوی دیگر حکایت زندگی آمیخته با فراق آدمی، به تعبیر مولانا، مانند حکایت شاه‌زاده‌ای‌ست که به زندگی در قصری فراخ عادت داشته و اکنون محکوم به زندگی در زندانی کوچک و بسیار تاریک است که حتا پنجره‌ای هم ندارد. او زمانی که در قصر می‌زیسته همیشه چیز جدیدی برای کشف کردن داشته است:
ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده


Copyright © 2006 - 2017 Hemmaty.com
Design : M.hemmaty