بخش هایی از برنامه گنج حضور–قسمت 20

ﺁیا می شوﺩ فرﺩی 5 ساﻝ به موﻻنا گوﺵ ﺩهد ﻭ به هیچ جایی نرسد؟

بلی . ﺍگر ﺯﺭنگیش ﺭﺍ باخوﺩﺵ ﺩﺍشته باشد، ﺍگر منافع ﺯﻭﺩﺭﺱ غالب باشد ﻭ بعضی موﺍقع ﺩﺭﻭﻍ بگوید ﻭ ﺯﺭنگی کند. ﺍگر عمدﺍً به توهمها ﺩﺍمن ﺯند بدلیل ﺁنکه عدﻩ ﺍی خوششاﻥ می ﺁید، سامری شدﻩ ﻭ نمی توﺍند به جایی برسد .
10 ساﻝ هم به موﻻنا گوﺵ ﺩهد، نمی توﺍند به جایی برسد . ﺯیرﺍ نمی شوﺩ که شما 2 قدﻡ جلوﺭفته ﻭ 2 قدﻡ عقب ﺁیید ﻭ ﺍنتظاﺭ ﺩﺍشته باشید که به مقصد برسید .

بخش هایی از برنامه 605 گنج حضور 

دسته بندی‌ها: گنج حضور

برچسب‌ها

بخش هایی از برنامه گنج حضور–قسمت 19

خرمن ارواح نهایت نداشت
مورچه ای چیز محقر گرفت


مورچه، همین من ذهنی است. بعضی انسان ها یک چیز کوچولو برمی دارند.

همینطور که یک خرمن بی نهایت،« قدیم توی خرمن ها گندم را جمع می کردند، یک مورچه می آمد، یک دانه برمی داشت، در میرفت» مورچه کوچولو ، من ذهنی است .

مورچه یعنی : خودم ، سوادم ، شهرت ام ، هیکل ام ، اینکه مردم چه می گویند و تایید مردم ، ‏بابا من یک آدم خیلی معتبری هستم.
همین مفهوم ها را برداشته، یک هشیاری، یک روحی که اینقدر حقیر است. اینها را برداشته با خودش دارد می رود همه اش پز به اینها می دهد وقتی می گوید من کی هستم، به اینها فکر می کند. اینقدر پول در بانک دارم !

‏کسی که خرمن بی نهایت دارد، پول ندارد؟، چرا او هم پول دارد، پول براش مهم نیست. پول دلش نیست، سوادش دلش نیست ،مقامش دلش نیست. در نتیجه، رقص فرم را تماشا می کند، لذت هم می برد، می داند که هر چیزی که بوجود می آید، دارد می رقصد. هی بوجود می آید، هی از بین می رود. با رقص فرم همآهنگ است. رقص فرم جدی نیست ، رقص فرم تلاش برای بقا نیست، خطرناک نیست، این جهان جدی نیست، هیچ چیز در این جهان جدی نیست

وقتی ما روحی می شویم ، هشیاری می شویم که آینه ای درست کردیم و این آینه را خدا در دستش گرفته است. خدا، عمق اش بی نهایت است یعنی خدا خودش را در شما می بیند. از جنس ابدیت است. از جنس بی نهایت است. شما این لحظه زنده ابدی هستید وحس کمیابی ندارید مثل من ذهنی ..
درین بحر درین بحر همه چیز بگنجد

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,گنج حضور

بخش هایی از برنامه گنج حضور–قسمت 18

سکوت و تسلیم در مرکزِ این آموزش است. تسلیم یعنی پذیرشِ اتفاقِ این لحظه قبل از قضاوت. معنی‌اش این نیست که ظلمِ دیگری را، قبول می‌کنیم، منِ ذهنی این را می‌گوید. نه این اشتباه است. تسلیم به این معنی که واکنش نشان نمی‌دهیم. تسلیم، شما را به خِرَدِ زندگی، وصل می‌کند. خِرَدِ زندگی راهنمایِ شما خواهد بود. ولی این مزاحمتِ فعلی را باید رفع کرد.

گنج حضور نمی‌گوید: اگر دزد به خانه‌تان آمد، اجازه بدهید اموالِتان را ببرد. گنجِ حضور می‌گوید: اگر دزد به خانه‌تان آمد، واکنش نشان ندهید. پذیرشِ اینکه دزد همین الآن در خانه است و ما در این اتاق و او در اتاق دیگری است، این یک هشیاریِ خردمندانه در شما ایجاد می‌کند، واکنش بروز نمی‌دهید.

آنموقع، آن هشیاری، به شما می‌گوید چکار باید بکنید که دزد را رد کنید. نه اموالِ شما را بِبَرَد و نه شما را بکشد. بعضی موقع‌ها مردم فکر می‌کنند که پذیرشِ اتفاقِ این لحظه، یعنی اینکه مردم هر کاری می‌کنند ولو اینکه حقِ‌ ما را می‌خورند و به ما توسری می‌زنند، اشکالی ندارد. نه، این نیست.

تسلیم یعنی، پذیرشِ اتفاقِ این لحظه، شما را به خِرَدِ درونِ‌تان وصل می‌کند، برای اینکه شما را از جنسِ آن هشیاریِ می‌کند که قبلاً بودید. (قبل از اینکه جذبِ ذهن شوید.) بنابراین آن هشیاری خردمندانه برخورد می‌کند.

دسته بندی‌ها: گنج حضور

برچسب‌ها

بخش هایی از برنامه گنج حضور–قسمت 17

آن که از بادی رود از جا ، خسی ست  / زانک باد ناموافق خود بسی ست

 که نیم ، کوهم زحلم و صبر وداد  / کوه را کی در رباید تند باد ؟

که = کاه

در زندگی همیشه باد ناموافق هست

وقتی به حضور زنده شوید ، ناملایمات و چالش ها شما را  از جا نمی کند

مثلا میخواهید درس بخوانید و ادامه تحصیل بدهید ، آیا آسان است ؟ خیر

میخواهید سر کار بروید ، 2 نفر آدم حسود است وقتی خوب کار میکنیم برای ما پاپوش درست میکنند

میخواهید مهارت جدیدی یاد بگیرید ، آیا راحت است ؟ خیر

پس ما احتیاج به فضای یکتایی داریم تا فکر و انرژی را تعیین کنه

اگر بخواهیم در ذهن باشیم و به همه باد های ناموافق واکنش نشان دهیم ، کارتان پیش نمیره .

 

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,گنج حضور

برچسب‌ها

بخش هایی از برنامه گنج حضور–قسمت 16

ganje

فیلسوفان معتقدند که ما چهار بعد داریم :

بعد فیزیکی ، بعد هیجانی ، بعد فکری  ، بعد معنوی

  اولین بعدی که بدیهیست ،بعد فیزیکی ماست . یعنی بدن ماست. این بدنی که میتونه سالم باشه ، میتونه مریض بشه . ظاهرا تولد پیدا میکنه و میمیره  .

بعد دیگر بعد هیجان هست . هیجان به این معنی هست که وقتی ما فکر میکنیم ، فکر ما در جسم ما یک اثری میذاره و واکنش و عکس العمل ، یا انعکاس این فکر در بدن یه چیزی ایجاد میکنه که ما اسمشو میذاریم هیجان. هیجان درست مثل این که تو سطح آب شما یه سنگ کوچولو بیاندازین ، سطح آب تغییر میکنه ولی بلافاصله به حالت اول برمیگرده. در یک موجود زنده بسیار سالم هیجان باید مدت کوتاهی داشته باشه. یعنی پس از یه مدت کوتاهی بحالت اول برگرده.

 بعد دیگه بعد فکری ماست. بعد فکری یا ذهنی رو شما می شناسین . شما دائما فکر می کنین .شما ابزاری دارین بنام فکر که باهاش خوب آشنا هستید. و فکر میکنین که برای حل مشکل ، هر مشکلی در زندگی باید از فکر استفاده کنید. و در ذهنتون اینارو می سنجید ، تجزیه و تحلیل میکنید. این بعد فکری ماست. ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,گنج حضور

برچسب‌ها


Copyright © 2006 - 2017 Hemmaty.com
Design : M.hemmaty