بخش هایی از برنامه گنج حضور – قسمت 6

 

قصه اعرابی و فیلسوف – جلد دوم مثنوی مولانا

عربی دو جوال ( کیسه ) بر شتری بار کرده بود و خودش بر سر آن دو جوال نشسته بود!

حکیمی به او رسید و جویای حال او شد و اعرابی را پرسید: درجوال ها چیست ؟

عرب گفت : در یکی گندم و در دیگری ریگ ( سنگریزه) می باشد.

حکیم گفت :چرا ریگ بار کرده ای ؟

عرب گفت :برای این که تعادل بار برقرار شود.

حکیم گفت :جوال گندم را نصف کن و در هر جوالی نصف این گندم را بریز تا هم شتر سبکبار

گردد و هم زحمت بار کردن ریگ  را نداشته باشی.

عرب پیشنهاد حکیم را پسندید و سپس به عنوان ترحم خواست حکیم را سوار بر شتر کند.

در میان راه از او پرسید :

تو حتما با این حکمت و دانش دارای ثروت و دارایی فراوانی هستی، ولی بگو بدانم چرا پیاده

و پا برهنه می گردی ؟

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: گنج حضور,همه مطالب

برچسب‌ها,

بخش هایی از برنامه گنج حضور – قسمت 5

logosmall1

مولوی ونگاه او به گذشته وآینده

، آدمیان طراوتشان را ازدست می دهند بدلیل اینکه در گذشته متوقف می شوند واگر کسی بتواند از زمان رهائی پیدا کند این عید شدن برای او یک امر جاری ومستمر وطبیعی خواهد شد ونه یک امر استثنائی که گاه گاهی به سراغ او بیاید .

هست هوشیاری زیاد ما مضی / ماضی ومستقبلت پرده ی خدا

آتش اندر زن به هر دو تا به کی / پر گره باشی از ایندو همچو نی

تا گره بانی بود همراز نیست / همنشین آن لب و آواز نیست

گذشته وآینده را بسوزان ، دربند ماضی ومستقبل نباش ، اینها مثل گره هائی هستند که در نی می افتند ومانع عبور نفس ودر آمدن صدا می شوند . ومهمترین تصویر مولوی از انسان تصویر نی بود ، خودش را کاملاً احساس می کرد که مانند نی برلب خدانشسته است واو آن نی لبک را می نوازد .

خود را خالی کنیم تا کمی زندگی ما را بنوازد

برای دیدن برنامه های گنج حضور به سایت www.parvizshahbazi.com
مراجعه نمایید .

دسته بندی‌ها: گنج حضور,همه مطالب

برچسب‌ها

بخش هایی از برنامه گنج حضور – قسمت 4

logosmall1

” اگر باشدشبی روشن کجا باشد به جای روز

وگر باشد شبه تابان کجا دردانگی کردن ؟ “

مولانا

بسیاری هزاران شعر (‌حافظ و مولانا و … ) و معلومات دارند

و برای هر چیزی جواب دارند اما از روی ذهن نه هوشیاری و خرد .

این اطلاعات ذهنی جز اینکه من مجازی ( نفس) را تقویت کند

هیج ارزشی ندارد .

چون مصنوعی است و هیچ تماسی با زندگی و خرد کل ندارد

اطلاعات ذهنی یکسری مطالب پیش و پا افتاده و از پیش تعیین شده است

خردی نیست که این لحظه از تو فوران کند و خلق شود

این شب است.

تابش کرم شب تاب (ذهن) کجا ؟؟

تابش در و گوهر (خرد) کجا ؟؟

قسمتی از برنامه گنج حضور استاد شهبازی برنامه 373

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,گنج حضور,همه مطالب

برچسب‌ها

بخش هایی از برنامه گنج حضور – قسمت 3

 

“مرغ بی هنگام و راه بی رهی / آتشی پر در بن دیگ تهی”

مولانا

آتش عشق ( زندگی) میخواهد برای ما غذا بسازد لازمه آن این است
که دیگ را پر کنیم ( از محبت ، دوستی ، آگاهی و خرد و… )

اما مانند خروس بی محل میخوانیم و بی راهه می رویم
و ظرف زندگی را پر نمیکنیم و از بی غذایی مینالیم !!

آتش عشق همیشه پابرجاست اما ظرف ما خالیست
کمی محبت و لبخند گران نیست !

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,گنج حضور,همه مطالب

چراغ باشیم نه قاضی

lighthouse
که چراغ راه را روشن میکند و کسی که کور نباشد راهش را خودش پیدا خواهد کرد
مانند فانوس دریایی که کشتی ها راهشان را پیدا خواهند کرد با نور آن
اما قاضی جلوی راه انسان بینا را نیز سد میکند و سنگ سر راه میگزارد
خیلی از پدر و مادر ها و اطرافیان قاضی هستند ( بکن ، نکن )
( برو ، نرو ) – ( بشین ، پاشو ) – ( اشتباه میکنی ، من راست میگم )
(خودت نیستی ، خودت باش ) ، ( تقلید نکن ، تقلید بکن )
عملکرد هر انسانی در زندگی خودش به اندازه هزار جلد کتاب است
که اطرافیان عملکرد ما را در زندگی بیشتر میبینند تا حرف هایمان را
و وای به روزی که حرف و عمل یکی نباشد
اگر به بوستان رسیدیم طناب نیندازیم گردن فردی و او را از جنگل بکشیم به
داخل بوستان
بلکه مانند فانوس نور بیندازیم و راه را روشن کنیم
شاید کسی دوست ندارد وارد بوستان شود و در جنگل خوش است
کسی که 40 سال در تاریکی مانده به چشمانش نور بتابانی فرار خواهد کرد
چراغ باشیم نه قاضی

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,گنج حضور,همه مطالب


Copyright © 2006 - 2017 Hemmaty.com
Design : M.hemmaty