الماسهایی از مولانا – قسمت نود و هفت

مرد را زنبور گر نیشی زند
نیش آن زنبور از خود می کند

زخم نیش، اما چو از هستی توست
غم قوی باشد، نگردد درد سُست

 

—————————-

مطربا اسرار ما را بازگو
قصه‌های جان فزا را بازگو

ما دهان بربسته‌ایم امروز از او
تو حدیث دلگشا را بازگو

Like
0

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا,عشق و عرفان

الماسهایی از مولانا – قسمت نود و ششم

گفت که دیوانه نه‌ای لایق این خانه نه‌ای
رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که تو زیرککی مست خیالی و شکی
گول شدم هول شدم وز همه برکنده شدم
گفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدی
جمع نیم شمع نیم دود پراکنده شدم
گفت که شیخی و سری پیش رو و راهبری
شیخ نیم پیش نیم امر تو را بنده شدم

ادامه مطلب…

Like
0

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا

الماسهایی از مولانا – قسمت نود و پنج

بحر گوید من ترا در خود کشم
لیک می‌لافی که من آب خوشم

لاف تو محروم می‌دارد ترا
ترک آن پنداشت کن در من درآ

حق همی‌گوید نظرمان در دلست
نیست بر صورت که آن آب و گلست

آب گل خواهد که در دریا رود
گل گرفته پای آب و می‌کشد

Like
0

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا

الماسهایی از مولانا – قسمت نود و چهارم

آنکس که درون سینه را دل پنداشت
گامی دو سه رفت و جمله حاصل پنداشت

تسبیح و سجاده توبه و زهد و ورع
این جمله رهست خواجه منزل پنداشت

مولانا

در عشق افقی است كه عارف با همه انسانها صرف‌نظر از نوع نژاد و زبان و مذهبشان در صلح و دوستی است. با محیط زیستش نیز در دوستی و سازش است. آب را آلوده نمی‌كند، خاك را آلوده نمی‌كند، حیوانات را نمی‌آزارد، به گیاهان و درختان صدمه‌ای نمی‌زند و هیچ دلی را نمی‌شكند.

یكی عشق عمودی كه رابطه بنده و حضرت معشوق را تفسیر می‌كند و دیگر عشق افقی كه رابطه بنده عارف را با محیط پیرامونش شكل می‌دهد. و این همان عرفان مدنی است كه یكی دیگر از ویژگیهای عرفان عشقی مولاناست و نوعاً عرفان ایرانی این شاخصه را داراست.

 

به قول حرف خواجه عبداله انصاری :

مرد آن است که کار کند زن بستاند و از خدا غافل نشود.

Like
0

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا

الماسهایی از مولانا – قسمت نود و سوم

خوی شاهان در رعیت جا کند 
چرخ اخضر آب را خضرا کند

 
منظور مولانا آن است که بالا دستی هر اخلاقی داشته باشد در رعیت و جامعه هم آن اخلاق نشست میکند . وقتی دولتی احترام وشرف و مردانگی و وجدان و انسانیت را سرلوحه ی کار خود میکند واضح است که مردم هم کم کم و به مرور در جامعه همان اخلاق راخواهند داشت .. اما در جامعه ای که بی احترامی و دزدی و کشتار وتجاوز به حق انسانها کار آن باشد پر واضح است که این خلق و خوی در رعیت جماعت هم نفوذ میکند… همچنانکه رنگ آسمان آبی دریا را آبی میکند …

———————————-

عقل چندان خوب است ومطلوب است که تورا بر در پادشاه آورد.چون بردراورسیدی ،عقل راطلاق ده،که این ساعت عقل زیان توست وراهزن است.چون به وی رسیدی ،خودرابه وی تسلیم کن .تورا با چون وچرا کاری نیست .
مولانا
گزیده فیه مافیه ،ش 64 الهی قمشه ای

Like
0

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا,عشق و عرفان


Copyright © 2006 - 2017 Hemmaty.com
Design : M.hemmaty
Follow

Get every new post delivered to your Inbox

Join other followers