الماسهایی از مولانا – قسمت نود و نهم

از نظر مولانا زندگی غیر اصیل، یعنی زندگی آمیخته با فراق، سرشار از دو حس قوی‌ست: تشویش و ملالت. دلیل‌اش ساده است: هنگامی که قطره‌ی روح انسان دیگر بخشی از آن دریا نباشد در معرض نیستی قرار می‌گیرد. یک قطره‌ی تنها در مقابل تابش آفتاب به طرفه‌العینی بخار و با وزش باد، در اندک لحظه‌ای خشک می‌شود. زندگی فراق‌آمیز هم، هم‌واره در آستانه‌ی نابودی‌ست و همین تهدیدِ همیشگی منشأ تشویش آدمی‌ست.

از سوی دیگر حکایت زندگی آمیخته با فراق آدمی، به تعبیر مولانا، مانند حکایت شاه‌زاده‌ای‌ست که به زندگی در قصری فراخ عادت داشته و اکنون محکوم به زندگی در زندانی کوچک و بسیار تاریک است که حتا پنجره‌ای هم ندارد. او زمانی که در قصر می‌زیسته همیشه چیز جدیدی برای کشف کردن داشته است:
ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها:الماس هایی از مولانا

الماسهایی از مولانا – قسمت نود و هشت

درس عشق و خودشناسی بازگشت به فطرت سالم است.
برای رسیدن به این دو، گفته اند که اولین قدم صیقلی کردن آینه وجود است :

گفت پیغمبر به مولایم علی
صیقلی کن، صیقلی کن، صیقلی

گر تن خاکی غلیظ و تیره است
صیقلی کن زان که صیقل گیره است
ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها:الماس هایی از مولانا

الماسهایی از مولانا – قسمت نود و هفت

مرد را زنبور گر نیشی زند
نیش آن زنبور از خود می کند

زخم نیش، اما چو از هستی توست
غم قوی باشد، نگردد درد سُست

 

—————————-

مطربا اسرار ما را بازگو
قصه‌های جان فزا را بازگو

ما دهان بربسته‌ایم امروز از او
تو حدیث دلگشا را بازگو

دسته بندی‌ها:الماس هایی از مولانا,عشق و عرفان

الماسهایی از مولانا – قسمت نود و ششم

گفت که دیوانه نه‌ای لایق این خانه نه‌ای
رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که تو زیرککی مست خیالی و شکی
گول شدم هول شدم وز همه برکنده شدم
گفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدی
جمع نیم شمع نیم دود پراکنده شدم
گفت که شیخی و سری پیش رو و راهبری
شیخ نیم پیش نیم امر تو را بنده شدم

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها:الماس هایی از مولانا

Follow

Get every new post delivered to your Inbox

Join other followers