تنها یک پرسش مهم : چرا در را به روی زندگی بسته بودی ؟

Darkness-to-Light-after-dark-25003762-1600-1200در هند حکایت آدم و حوا وجود ندارد ، اما بحثی فلسفی پیرامون این نکته وجود دارد که چرا آدمی باید رنج ببرد . هندیان می گویند چون آدم ها در زندگی های گذشته خود گناه کرده اند ، پس در زندگی کنونی شان هم باید تاوان آن گناهان را پس بدهند . همه این حرف ها بی معناست .

انسان به دلیل گذشته خود نیست که رنج می برد ، انسان رنج می برد زیرا نزد خویش عزیز و محترم نیست .
خداوند از تو نمی پرسد چه گناهانی را مرتکب شده ای و چه گناهانی را مرتکب نشده ای . او از تو خواهد پرسید : ” چرا زندگی نکردی ؟” تنها یک پرسش : ” چرا در را به روی زندگی بسته بودی ؟”

به نظر من تنها چیزی که در خور نام گناه است ، آن است که در این دنیای خوب و زیبا و سرشار از شگفتی ها باشی ،اما چنان منقبض و بسته و گرفتار باشی که زندگی نتواند از هیچ منفذی خود را به تو برساند .
ثواب چیست ؟ ثواب ، شور زندگی است ، گشودگی به بیکران است ، هم نفسی با هستی است ، قسمت کردن نان و زمان و زمین و امید و ایمان و شادمانی و عشق با دیگران است .

اگر دست از سرزنش خود برداری ، می بینی که چه انرژی عظیمی از درون تو آزاد می شود .
خود را عالی بدان ……

دسته بندی‌ها:عشق و عرفان

راز خشنودی و رضایت درون

1630_
چند نفری که در جستجوی آرامش و خرسندی درون بودند, نزد یک استاد بودایی رفتند و از او پرسیدند: استاد شما همیشه یک لبخند روی لبت است و به نظر ما خیلی ارام و خوشنود به نظر میرسی, لطفا به ما بگو که راز خوشنودی شما چیست؟

استاد گفت: بسیار ساده است من

  • زمانی که دراز میکشم , دراز میکشم.
  • زمانی که راه میروم راه میروم.
  • زمانی که غذا میخورم, غذا میخورم…

این چند نفر عصبانی شدند و فکر کردند که استاد آنها را جدی نگرفته است. به او گفتند که تمام این کارها را ما هم انجام میدهیم پس چرا خوشنود نیستیم و آرامش نداریم؟

استاد به آنها گفت: زیرا

زمانی که شما دراز میکشید به این فکر میکنید که باید بلند شوید

زمانی که بلند شدید به این فکر میکنید که باید کجا بروید

زمانی که دارید میروید به این فکر میکنید که چه غذایی بخورید…

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها:عشق و عرفان

الماسهایی از مولانا – قسمت هشتادو یکم

درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر
نه رنج اره کشیدی نه زخمهای تبر

ور آفتاب نرفتی به پر و پا همه شب
جهان چگونه منور شدی بگاه سحر

ور آب تلخ نرفتی ز بحر سوی افق
کجا حیات گلستان شدی به سیل و مطر

چو قطره از وطن خویش رفت و بازآمد
مصادف صدف او گشت و شد یکی گوهر ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها:الماس هایی از مولانا,عشق و عرفان

بخش هایی از برنامه گنج حضور–قسمت 17

آن که از بادی رود از جا ، خسی ست  / زانک باد ناموافق خود بسی ست

 که نیم ، کوهم زحلم و صبر وداد  / کوه را کی در رباید تند باد ؟

که = کاه

در زندگی همیشه باد ناموافق هست

وقتی به حضور زنده شوید ، ناملایمات و چالش ها شما را  از جا نمی کند

مثلا میخواهید درس بخوانید و ادامه تحصیل بدهید ، آیا آسان است ؟ خیر

میخواهید سر کار بروید ، 2 نفر آدم حسود است وقتی خوب کار میکنیم برای ما پاپوش درست میکنند

میخواهید مهارت جدیدی یاد بگیرید ، آیا راحت است ؟ خیر

پس ما احتیاج به فضای یکتایی داریم تا فکر و انرژی را تعیین کنه

اگر بخواهیم در ذهن باشیم و به همه باد های ناموافق واکنش نشان دهیم ، کارتان پیش نمیره .

 

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها:عشق و عرفان,گنج حضور

بخش هایی از برنامه گنج حضور–قسمت 16

ganje

فیلسوفان معتقدند که ما چهار بعد داریم :

بعد فیزیکی ، بعد هیجانی ، بعد فکری  ، بعد معنوی

  اولین بعدی که بدیهیست ،بعد فیزیکی ماست . یعنی بدن ماست. این بدنی که میتونه سالم باشه ، میتونه مریض بشه . ظاهرا تولد پیدا میکنه و میمیره  .

بعد دیگر بعد هیجان هست . هیجان به این معنی هست که وقتی ما فکر میکنیم ، فکر ما در جسم ما یک اثری میذاره و واکنش و عکس العمل ، یا انعکاس این فکر در بدن یه چیزی ایجاد میکنه که ما اسمشو میذاریم هیجان. هیجان درست مثل این که تو سطح آب شما یه سنگ کوچولو بیاندازین ، سطح آب تغییر میکنه ولی بلافاصله به حالت اول برمیگرده. در یک موجود زنده بسیار سالم هیجان باید مدت کوتاهی داشته باشه. یعنی پس از یه مدت کوتاهی بحالت اول برگرده.

 بعد دیگه بعد فکری ماست. بعد فکری یا ذهنی رو شما می شناسین . شما دائما فکر می کنین .شما ابزاری دارین بنام فکر که باهاش خوب آشنا هستید. و فکر میکنین که برای حل مشکل ، هر مشکلی در زندگی باید از فکر استفاده کنید. و در ذهنتون اینارو می سنجید ، تجزیه و تحلیل میکنید. این بعد فکری ماست. ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها:عشق و عرفان,گنج حضور

Follow

Get every new post delivered to your Inbox

Join other followers