الماسهایی از مولانا – قسمت هشتاد

تو به یک خواری گریزانی ز عشق
تو به جز نامی چه می‌دانی ز عشق

عشق را صد ناز و استکبار هست
عشق با صد ناز می‌آید به دست

عشق چون وافیست وافی می‌خرد
در حریف بی‌وفا می‌ننگرد

چون درختست آدمی و بیخ عهد
بیخ را تیمار می‌باید به جهد ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها:الماس هایی از مولانا,عشق و عرفان

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﺎلمان ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﺍﺯ ﺑﻮﺩﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ ﭼﻪ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﯼ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﻫﻴﭻ!

ﺍﻣﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ!
ﺧﺸﻢ، ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ، ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺪﻡ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻭ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﯼ ﻭ ﻣﺮﮒ…

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﺎلمان ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻮﺩ!
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩن ها ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺳودﻩ ﻭ ﺭﺍﺣﺘمان ﻣﯿﮑﻨﺪ!!!!!

دسته بندی‌ها:عشق و عرفان

الماسهایی از مولانا – قسمت هفتاد و نهم

گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
ما ننگ خاص و عامیم از ننگ ما حذر کن

سر گشتگان عشقیم نه دل نه دین نه دنیا
از ننگ و بد برون آ آنگه بما نظر کن

بیرون ز کفر و دینیم برتر ز صلح و کینیم
نه در فراق و وصلیم رو نام ما دگر کن

ما رحمت و امانیم ما جان جان جانیم
بیرون زهر گمانیم با ما ز خود سفر کن

در عشق باده نوشیم مانند باده جوشیم
بیهوش و هم بهوشیم بی سر چو پا تو سر کن

دانی که ما چه جانیم کز جان و دل گرانیم
با ما میا درین ره اینجا ز سر سفر کن 
——————————————–

من به تقدیرم و تقدیر هم از ذات من است  / قادر هر دو جهانم تتناهو یاهو

مولانا

دسته بندی‌ها:الماس هایی از مولانا,عشق و عرفان

الماسهایی از حکیم فردوسی – بخش 4

شود آن زمان بر دل ما درست / که از کینه دلها بخواهیم شست

ز کين نو آيين و ز کين کهن ، مگر / در جهان تازه گردد سخن

بکوشید تا رنجها کم کنید / دل غمگنان شاد و بی‌غم کنید.

بسازید و از داد باشید شاد / تن آسان و از کین مگیرید یاد

سخن های دیرینه یاد آورید / به گفتار لب را به داد آورید

جهان یادگارست و ما رفتنی / به گیتی نماند به جز مردمی

سُراینده باش و فزاینده باش/ شب و روز با رامش خنده باش

خداوند هستی و هم راستی / نخواهد ز تو کژی و کاستی

مدار ایچ اندیشهی ِ بد به دل/ همه شادی آرای و غم برگُسل

کنون خورد باید می خوشگوار / که می‌بوی مشک آید از جویبار

کنون داستان کهن نو کنیم / سخن های شیرین و خسرو کنیم

 

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها:عشق و عرفان

Follow

Get every new post delivered to your Inbox

Join other followers