عنوان مقاله : بازیهای ویدئویی بیماری تنبلی چشم را درمان می کنند


به گزار ش بخش خبر شبکه www.iritn.com در بیمارانی که مبتلا به این بیماری هستند یک چشم بهتر از چشم دیگر عمل می کند و چون چشم تنبل به دلایلی بدتر از چشم دیگر عمل می کند مغز تصمیم می گیرد تا از چشم سالم استفاده کند.
با گذشت زمان رشته های عصبی چشم تنبل به تدریج ضعیف تر می شود و رشته های عصبی چشم سالم قوی ترمی شود.راه درمان سنتی این مشکل این است که بیمار با بستم چشم سالم خود چشم تنبل را وادار به کار سخت تر کند.
این نوع معالجه معمولا مستلزم بستن 400ساعته چشم سالم است کهد این امر باعث می شود چشم ها با یکدیگر کار نکنند و بنابراین مشکل بینایی دو برابر می شود.
اما تحقیقات دانشگاه تاتینگهام نشان داد که با استفاده از واقعیت مجازی می توان چشم تنبل را وادار کرد که فعال تر عمل کند و بنابراین دو چشم می توانند با یکدیگر کار کنند.
ریچارد ایست گیت از تیم تحقیقاتی برنامه های واقعیت مجازی این دانشگاه خاطر نشان کرد:« به طور معمول از واقعیت مجازی برای نشان دادن محیط های واقعی در تصاویر سه بعدی استفاده می شود به گونه ای که فرد به دلیل عمق دنیای اطراف خود تصور می کند، که درآن محیط قرار گرفته است. اما ما از واقعیت مجازی برای ساختن چیزی غیر واقعی استفاده می کنیم که می توان آن را عدم واقعیت مجازی نامید. یعنی با این کار ما واقعا دو دنیای متفاوت برای هر چشم نشان دهیم.»
این تیم در یک برنامه آزمایشی سعی می کنند.بازی کامپیوتری طراحی کنند که در آن کامپیوتر تصاویر ماشین واقعی کاربر را به چشم تنبل ارسال می کند اما تصاویر ماشین های دیگر به چشم سالم ارسال می شود.
موانع جاره نیز به طور متناوب به هر دو چشم ارسال می شود. بنابراین هر دو چشم با همکاری یکدیگر به بیمار کمک می کند تا از عهده باری برآید. نتایج این آزمایش رضایت بخش بوده است

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها:بازیهای کامپیوتری,همه مطالب

NO WAR


متن زیر ترجمه سخنرانی سر چارلی چاپلین در پایان فیلم
دیکتاتور بزرگ است؛ توصیه میکنم این کلیپ سه دقیقه‌ای را هم حتماً ببینید(برای دیدن روی عکس کلیک کنید)؛ تنها صحنه‌ای که چاپلین از نقش کمدی خودش بیرون می‌آید و بدون واسطه و خارج از نقش، با تماشاگر صحبت می‌کند:
من متأسفم اما نمی‌خواهم امپراتور شوم؛ این کار من نیست. من نمی‌خواهم به کسی دستور دهم یا جایی را فتح کنم. اگر ممکن باشد من دوست دارم به همه کمک کنم، یهودی، بی‌دین، سیاه، سفید. ما همه می‌خواهیم به همدیگر کمک کنیم؛ نوع بشر چنین است.
ما همه می‌خواهیم در شادی یکدیگر زندگی کنیم نه در رنج و بدبختی یکدیگر. ما نمی خواهیم از یکدیگر متنفر باشیم و همدیگر را تحقیر کنیم. در این دنیا اتاقی برای همه یافت می‌شود و زمین نیک غنی است و می‌تواند برای همه غذا فراهم کند.
شیوه زندگی می تواند آزاد و زیبا باشد. اما ما راه را گم کرده ایم. حرص و آز روح بشر را مسموم کرده است، دنیا را پر از تنفر کرده است، ما را در بدبختی و خون غوطه‌ور کرده است. ما سرعت را بالا برده‌ایم ولی خودمان را محبوس کرده‌ایم. ماشین آلات با تولید انبوه ما را نیازمند کرده است. دانش ما را بدگمان کرده، هوشمان سخت و نامهربان گشته. ما بسیار فکر می‌کنیم و بسیار کم احساس. ما بیش از ماشین آلات محتاج انسانیت هستیم و بیش از هوش محتاج مهربانی و ملایمت. بدون این‌ها، زندگی خشن می‌شود و همه چیز از دست می‌رود.
هواپیما و رادیو ما را به هم نزدیک کرده است. این اختراعات برای نیکی بشریت فریاد می‌زنند، جهانی برای یگانگی همه ما فریاد میزند. حتی اکنون صدای من به گوش میلیون‌ها نفر در جهان می‌رسد، میلیون‌ها مرد، زن و کودک ناامید، قربانیان سیستمی هستند که باعث می شود بشر شکنجه‌گر مردم بی‌گناه را به زندان بیندازد. به کسانی که صدای مرا می‌شنوند می‌گویم “ناامید نشوید”. رنجی که اکنون در بین ماست گذر حرص آدمی است، تلخی بشری است که راه پیشرفت انسان، او را می‌ترساند. نفرت آدمی می‌گذرد و دیکتاتورها می‌میرند و قدرتی که از مردم می‌گیرند به مردم باز خواهد گشت و تا زمانی که انسان‌ها می‌میرند آزادی نابود نخواهد شد.

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها:مطالب جالب,همه مطالب

Follow

Get every new post delivered to your Inbox

Join other followers