چنین گفت زرتشت – بخش 3

 

انسان معمولی طمع کار است ، یک گداست . او به انباشتن ادامه می دهد ،

او هرگز ایثار نمی کند او زبان بخشایش را نمیشناسد ، او بسیار فقیر

است ، او فقط لذت پیش پا افتاده گرفتن را میشناسد .

در گرفتن ، حتی اگر تمام دنیا را بگیری ، لذت تو بی اهمیت است ، و در

بخشیدن ، شاید فقط یک گل سرخ ببخشی ، خوشی تو خوشی یک امپراطور است .

————————

هر چه بیشتر بدهی ، بیشتر آن را خواهی داشت ، هر چه کمتر بدهی ، کمتر آن را داری .

اگر چیزی ندهی ، گمش خواهی کرد فقط با سهیم شدن و بخشیدن است که میتوانی مالک آن باشی

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,همه مطالب

برچسب‌ها

چنین گفت زرتشت – بخش 1

 

یکی از عجیب ترین چیز ها این است که مردم نمیتوانند هر چیز آسان را ،

به عنوان یک هدف به آن ارزش بدهند ، هدف باید باید بسیار سخت و دشوار باشد .

در پشت آن روانشناسی نفس ) ego) وجود دارد نفس همیشه خواهان چیزی ناممکن است

، زیرا فقط با ناممکن است که میتواند وجود داشته باشد .

تو هرگز قادر به برآوردن خواهش ها نیستی ، و نفس تو را بیش از پیش به

سمت طمع بیشتر ، قدرت بیشتر ، پول بیشتر ،

ریاضت کشی بیشتر ، معنویت بیشتر و انضباط بیتشر هل میدهد .

هر کجا “بیشتر ” را یافتی ، به یاد بیاور که این نفس است و راهی برای ارضای نفس نیست ، نفس همیشه درخواست ” بیشتر ” دارد .

دسته بندی‌ها: همه مطالب

برچسب‌ها


Copyright © 2006 - 2017 Hemmaty.com
Design : M.hemmaty