شکرگزاری 2

 

سعدی در حکایتی از گلستان، انسان را به شکرگزاری بر آن چه دارد فرا می خواند:

” هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روزی از گردش آسمان درهم نکشیده،

مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم به مسجد

جامع کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت، سپاس حق به جای

آوردم و بر بی کفشی صبر کردم. ”

.توجه داشته باشید که شکرگزاری به آنچه داریم،به این مفهوم نیست که قانع باشیم

و چیز دیگری نخواهیم. بلکه قدردانی از آنچه داریم سبب می شود،چیزهایی را که نداریم به زندگی جذب کنیم.

Like
0

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,مطالب جالب,همه مطالب

سعدی نکونامی که هرگز نمی میرد

dinani
مراسم بزرگداشت سعدی در بخش فرهنگی و هنری در جوار آرامگاه سعدی برگزار شد
غلامحسین ابراهیمی دینانی، از اساتید و پژوهشگران در حوزه فلسفه ، موضوع سخنرانی وی حکمت عملی در بوستان بود.
سخنانش را این‌گونه آغاز می‌کند:‌
سعدی آگاهانه گفته است که وین گلستان همیشه خوش باشد. همان‌گونه که فردوسی نیز گفته است که شاهنامه‌اش از باد و باران نیابد گزند. این حرف‌ها اعتماد به نفس کاذب نیست.
واقعاً گلستان همیشه خوش خواهد بود و کتاب فردوسی همیشه حماسه بزرگ جهانی باقی خواهد ماند.
غلامحسین ابراهیمی دینانی، سعدی را بدون تردید اهل حکمت عملی خواند ، وی سعدی را حکیم و مربی اخلاق خواند و اخلاق را فصل مميز انسان با حيوان دانست.

دینانی اصول موجود کتاب‌های اخلاقی را در چهار محور حکمت، عفت، شجاعت، عدالت خلاصه کرد و گفت: اخلاق دو نوع است :

اخلاقی که خادم اجتماع است و اخلاقی که مخدوم اجتماع است. وی اخلاق سعدی را اخلاقی دانست که در
خدمت اجتماع است و 10 باب بوستان و تمام ابواب گلستان را در خدمت اخلاق دانست.

ادامه مطلب…

Like
0

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,همه مطالب

اشعاری بسیار زیبا از استاد سخن سعدی شیراز


ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی (حدود ۶۰۶ – ۶۷۱ هجری قمری) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است.
مقامش نزد اهل ادب تا بدانجاست که به وی لقب استاد سخن داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات وی است.
در اقصاي عـالم بگـشتم بسي / بسر بردم ايام با هـر کسي
تمتع به هـر گوشه اي يافتم / ز هـر خرمني خوشه اي يافتم
***
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستی
***
جهان پر سماعست و مستی و شور / ولیكن چه بیند در آئینه كور
***
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز / مرده انست که نامش به نکویی نبرند
***
هـردم از عـمر مي رود نفسي / چـون نگـه مي کنم نمانده بسي
اي که پـنجاه رفت و در خـوابي / مگـر اين پـنج روزه در يابي
خـجـل آنکـس کـه رفت و کار نساخت / کوس رحـلت زدند و بار نساخت
***
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست/ ای برادر سیرت زیبا بیار
***
چون به سختى در بمانى تن به عجز اندر مده
دشمنان را پوست بر كن ، دوستان را پوستین

ادامه مطلب…

Like
0

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,همه مطالب


Copyright © 2006 - 2017 Hemmaty.com
Design : M.hemmaty
Follow

Get every new post delivered to your Inbox

Join other followers