الماسهایی از سهراب سپهری – سری چهاردهم

sohrab sepehri
پشت لبخندي پنهان هر چيز.
روزني دارد ديوار زمان ، كه از آن ، چهره من پيداست‌.
چيزهايي هست ، كه نمي دانم‌.
مي دانم ، سبزه اي را بكنم خواهم مرد.
مي روم بالا تا اوج ، من پر از بال و پرم‌.
راه مي بينم در ظلمت ، من پر از فانوسم‌.
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت‌.
پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج‌.
پرم از سايه برگي در آب

چه درونم تنهاست‌!

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده

الماسهایی از سهراب سپهری سری دوازدهم

 

زیباترین قسم

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی…
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند.
… به تن لحظه خود،
جامه اندوه مپوشان هرگز.

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده

الماسهایی از سهراب سپهری سری نهم

 

آفـــــتـابی لــــب درگــــــــاه شـــماســـت

كه اگر در بگشاييد به رفتار شما می تابد

——————

مانده تا سينی ما پر شود از صحبت سنبوسه و عيد.

در هوايی كه نه افزايش يك ساقه طنينی دارد

و نه آواز پری می رسد از روزن منظومه ی برف. تشنه ی زمزمه ام

مانده تا مرغ سرچينه ی هذيانی اسفند، صدا بردارد. پس چه بايد بكنم؟

من كه در لخت ترين موسم بی چهچه ی سال تشنه ی زمزمه ام؟

بهتر آن است كه برخيزيم ، رنگ را بردارم. روی تنهايی خود

نقشه ی مرغی بكشم

——————

يك نفر ديشب مرد

وهنوز، نان گندم خوب است.

وهنوز، آب مي‌ريزد پايين، اسب‌ها مي‌نوشند.”

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده

الماسهایی از سهراب سپهری سری پنجم

sohrab sepehri
بهترین چیز، رسیدن به نگاهی است که از حادثه‌ی عشق، تر است.
————
لب دریا برویم، تور در آب بیندازیم و بگیریم طراوت را از آب.
————
آب را گل نکنیم
در فرودست انگار کفتری می خورد آب
یا که در بشه ای دور سیره ای پر می شوید
یا در آبادی کوزه ای پر می گردد
آب را گل نکنیم
شاید این آب روان می رود پای سپیداری تا فروشوید اندوه دلی
دست درویشی شاید نان خشکیده فرو برده در آب
رزن زیبایی آمده لب رود …. سهراب سپه

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده

الماسهایی از سهراب سپهری سری سوم

sohrab sepehri
زندگی، بعد درخت است به چشم حشره.
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است.

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می‌پیچد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست.
خبر رفتن موشک به فضا،

لمس تنهایی «ماه»،
فکر بوییدن گل در کره‌ای دیگر.
زندگی شستن یک بشقاب است.

زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است.
زندگی «مجذور» آینه است
زندگی گل به «توان» ابدیت،
زندگی «ضرب» زمین در ضربان دل ما،

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده


Copyright © 2006 - 2017 Hemmaty.com
Design : M.hemmaty