الماسهایی از مولانا – قسمت هفتاد و هفت

تو که می‌گویی که فردا این بدان  / که بهر روزی که می‌آید زمان

آن درخت بد جوان‌تر می‌شود  / وین کننده پیر و مضطر می‌شود

خاربن در قوت و برخاستن  / خارکن در پیری و در کاستن

خاربن هر روز و هر دم سبز و تر  / خارکن هر روز زار و خشک تر

او جوان‌تر می‌شود تو پیرتر  / زود باش و روزگار خود مبر

خاربن دان هر یکی خوی بدت  / بارها در پای خار آخر زدت

بارها از خوی خود خسته شدی  / حس نداری سخت بی‌حس آمدی

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده

الماسهایی از مولانا – قسمت هفتاد و چهارم

molana

 

اگر عالم همه پرخار باشد / دل عاشق همه گلزار باشد

وگر بی‌کار گردد چرخ گردون / جهان عاشقان بر کار باشد

همه غمگین شوند و جان عاشق / لطیف و خرم و عیار باشد

به عاشق ده تو هر جا شمع مرده‌ست / که او را صد هزار انوار باشد

وگر تنهاست عاشق نیست تنها / که با معشوق پنهان یار باشد

شراب عاشقان از سینه جوشد / حریف عشق در اسرار باشد

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: دسته‌بندی نشده


Copyright © 2006 - 2017 Hemmaty.com
Design : M.hemmaty