چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم…

nazeri3

 

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون

چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام دراندازد میان قُلزُم پرخون

زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون

نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را
چنان دریای بی‌پایان شود بی‌آب چون هامون

شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را
کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون

چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا
چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون

چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم
که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون

دیوان شمس – مولانا

 

دریافت این آهنگ بسیار زیبا با صدای استاد شهرام ناظری

دسته بندی‌ها: فیلم و موسیقی,موسیقی,همه مطالب

برچسب‌ها

من چه دانم ؟؟


مرا گویی که رایی ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم؟
چنین مجنون چرایی ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم ؟
مرا گویی بدین زاری که هستی ، بدین زاری که هستی
به عشقم چون بر آیی ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم؟
من چه دانم ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم ؟
من چه دانم ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم ؟
منم در موج دریاهای عشقت ، موج دریاهای عشقت
مرا گویی ،‌ کجایی ؟ کجایی ؟ کجایی ؟
من چه دانم ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم؟

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: موسیقی,همه مطالب

برچسب‌ها


Copyright © 2006 - 2017 Hemmaty.com
Design : M.hemmaty