اگر خدا هست …؟

0

مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت .
آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته با شد…مشتري پرسيد :چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني .
مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟ مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت .به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد.مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت :
مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند!!!! مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم!!!
مشتري با اعتراض گفت :پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند..آرایشگر گفت :
“آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند… مشتري گفت دقيقا همين است خدا وجود دارد.فقط مردم به او مراجعه نميكنند! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد
××××××××××××××
برخی می خواهند همه چیز را رایگان و بدون هیچ جستجو و زحمتی بدست آورند
و برای بدست آوردن شادی و ثروت و … همیشه فکر می کنند که از بیرون باید کسی کاری برای آنها بکند و دریغ که خود ثروتی هستند و از خویش غافلند .

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.