من دلم مي‌خواهد،

0

doors
من دلم مي‌خواهد،
خانه‌اي داشته باشم پر دوست
کنج هر ديوارش،
دوست‌هايم بنشينند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسي مي‌خواهد
وارد خانه پر عشق و صفايم گردد
يک سبد بوي گل سرخ
به من هديه کند

شرط وارد گشتن،
شست و شوي دل‌هاست
شرط آن،
داشتن يک دل بي رنگ و رياست

بر درش برگ گلي مي‌کوبم
روي آن با قلم سبز بهار
مي‌نويسم،
اي يار، خانه‌ي ما اينجاست
تا که سهراب نپرسد دگر،
خانه دوست کجاست؟

«فریدون مشیری»

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت توسط reCAPTCHA و گوگل محافظت می‌شود حریم خصوصی و شرایط استفاده از خدمات اعمال.