1-بشوی ای عقل دست خویش از من…
چنان مستم, چنان مستم….. چنان مستم من امشب
که ازچنبر٬ برون جستم من امشب
چنان چیزی که درخاطر نیاید…..چنانستم چنانستم من امشب ….
به جان با آسمان عشق رفتم
به صورتگر در این پستم من امشب….
گرفتم گوش عقل و گفتم:”بشوی ای عقل دست خویش از من که در مجنون بپیوستم من امشب”
چو واگشت او٬ پی او میدویدم
دمی از پای ننشستم من امشب…. (مولوی)
دانلود این تصنیف  لینک کمکی

2- امان از فراقت امان

اي امان از فراقت امان
مردم از اشتياقت امان
از كه گيرم سراغت امان
امان ، امان ، امان ، امان
چشم ليلي چو بر مجنون شد
دل ز ديدار او پر خون شد
خون شد از راه دل بيرون شد
امان ، امان ، امان ، امان
عارف و عامي از مي مستند
عهد و پيمان به ساغر بستند
پاي خم توبه را بشكستند
امان ، امان ، امان ، امان
دانلود این تصنیف  لینک کمکی

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: موسیقی,همه مطالب