الماسهایی از مولانا – قسمت هفتاد و پنج

molana

 

آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم

تا بخت در رو خفته را چون بخت سرو استان کنیم

همچون غریبان چمن بی‌پا روان گشته به فن

هم بسته پا هم گام زن عزم غریبستان کنیم

جانی که رست از خاکدان نامش روان آمد روان

ما جان زانوبسته را هم منزل ایشان کنیم

ای برگ قوت یافتی تا شاخ را بشکافتی

چون رستی از زندان بگو تا ما در این حبس آن کنیم

ای سرو بر سرور زدی تا از زمین سر ورزدی

سر در چه سیر آموختت تا ما در آن سیران کنیم

ای غنچه گلگون آمدی وز خویش بیرون آمدی

با ما بگو چون آمدی تا ما ز خود خیزان کنیم

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا,همه مطالب

بخش هایی از برنامه گنج حضور – قسمت 6

 

قصه اعرابی و فیلسوف – جلد دوم مثنوی مولانا

عربی دو جوال ( کیسه ) بر شتری بار کرده بود و خودش بر سر آن دو جوال نشسته بود!

حکیمی به او رسید و جویای حال او شد و اعرابی را پرسید: درجوال ها چیست ؟

عرب گفت : در یکی گندم و در دیگری ریگ ( سنگریزه) می باشد.

حکیم گفت :چرا ریگ بار کرده ای ؟

عرب گفت :برای این که تعادل بار برقرار شود.

حکیم گفت :جوال گندم را نصف کن و در هر جوالی نصف این گندم را بریز تا هم شتر سبکبار

گردد و هم زحمت بار کردن ریگ  را نداشته باشی.

عرب پیشنهاد حکیم را پسندید و سپس به عنوان ترحم خواست حکیم را سوار بر شتر کند.

در میان راه از او پرسید :

تو حتما با این حکمت و دانش دارای ثروت و دارایی فراوانی هستی، ولی بگو بدانم چرا پیاده

و پا برهنه می گردی ؟

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: گنج حضور,همه مطالب

عشق و عرفان–قسمت شانزدهم

 

تفسیر “ لا اله الا الله  “ از نظر بزرگان :

تا به جاروب لا نروبی راه / نرسی در سرای الا الله

سنائي
نظر اشو عارف هندی :

طلب حقیقت روندی منفی ( لا) است. یک طلب‌کردن بصورت مثبت نیست. نباید چیزی را به وجودت اضافه کنی، بلکه باید چیزهایی را حذف کنی یا بیندازی. باید چیزی را از خودت بکنی و ببُری. طلب حقیقت یک عمل جراحی surgical است. با دارو ممکن نیست: عمل جراحی است. هیچ چیز را نباید به شما افزود. بلکه برعکس، چیزی را باید از شما برداشت و دور و نفی کرد.

روش اُپانیشادی نتی نتی یعنی همین. معنی نتی نتی Neti، neti این است: آنقدر به نفی کردن ادامه بده تا به نفی‌کننده برسی؛ آنقدر نفی کن تا هیچ امکان دیگری برای نفی‌کردن باقی نمانده باشد، فقط خودت باقی مانده‌ای، تو در هسته‌ی وجودت، در آن آگاهی که نمی‌تواند نفی شود ــ زیرا چه کسی آن را نفی خواهد کرد؟

پس به نفی کردن ادامه بده. “من نه این هستم و نه آن هستم.” ادامه بده: “نه…، نه…” آنگاه نقطه‌ای می‌رسد که فقط خودت هستی: نفی‌کننده؛ چیز دیگری نیست که ببُری و جدا کنی. عمل جراحی تمام شده است، به آن گنجینه رسیده‌ای.

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا,عشق و عرفان,همه مطالب

الماسهایی از مولانا – قسمت هفتاد و چهارم

molana

 

اگر عالم همه پرخار باشد / دل عاشق همه گلزار باشد

وگر بی‌کار گردد چرخ گردون / جهان عاشقان بر کار باشد

همه غمگین شوند و جان عاشق / لطیف و خرم و عیار باشد

به عاشق ده تو هر جا شمع مرده‌ست / که او را صد هزار انوار باشد

وگر تنهاست عاشق نیست تنها / که با معشوق پنهان یار باشد

شراب عاشقان از سینه جوشد / حریف عشق در اسرار باشد

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا,همه مطالب

الماسهایی از مولانا – قسمت هفتاد و سوم

molana
دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم / عشوه مده عشوه مده عشوه مستان نخرم
وعده مکن وعده مکن مشتری وعده نيم / يا بدهی يا ز دکان تو گروگان ببرم
ای دل و جان بنده تو بند شکرخنده تو / خنده تو چيست بگو جوشش دريای کرم
چرخ ز استيزه من خيره و سرگشته شود / زانک دو چندان که ويم گر چه چنين مختصرم
گر تو ز من صرفه بری من ز تو صد صرفه برم / کيسه برم کاسه برم زانک دورو همچو زرم
گر چه دورو همچو زرم مهر تو دارد نظرم / از مه و از مهر فلک مه تر و افلاک ترم
چه عجب ار خوش خبرم چونک تو کردی خبرم / چه عجب ار خوش نظرم چونک تويی در نظرم

ادامه مطلب…

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا,همه مطالب


Copyright © 2006 - 2020 Hemmaty.com
Design : M.hemmaty
Follow

Get every new post delivered to your Inbox

Join other followers