قسمتی از سخنان زیبا و ماندگار جبران خلیل جبران شاعر ، نقاش، نویسنده و متفکر که در عمر کوتاه 48 ساله ( 1883 تا 1931 ) خویش راز های بسیاری را با آینده گان در میان گذاشت ، بدین شکل یادش را گرامی دارم
اغلب شنیده ام که در ابهام نیم خواب می گویی ،
آنکه نقشی را از خیال خویش بر سنگ مرمر تصویر میکند از آنکس که زمین را شخم می زند شریف تر است .
و آنکس که رنگین کمان آسمان را می رباید تا چهره انسانی را بر بوم نقاشی تصویر کند ، از آنکس
که برای ما پای افزار چوبی میسازد با ارزش تر است .
اما من نه تنها در ابهام نیمه خواب ، بلکه در بیداری نیم روز با تو می گویم که باد ، در گوش بلوط های بلند همان قصه شریفی را حکایت میکند که با تیغه های ظریف و باریک علف می گوید ، و تنها آنکس شریف
و بزرگ است که صدای باد را در ساز وجود خوش به آوازی دلپذیر بدل کند.
———————–
درختان ، شعری هستند که زمین بر صحنه ی آسمان می نویسد.
ما درختان را می اندازیم و از آنها کاغذ هایی مسازیم تا بر آنها بی چیزی خویش را ثبت کنیم
———————–
خداوند بر روح تو پر و بالی داده است و تا در آسمان بیکران عشق و آزادی ، پرواز کنی ،
پس آیا تاسف آور نیست ، با دست های خود ، بالهایت را می چینی و روح خویش را وا می داری
تا مانند جانوری بر زمین بخزد.


———————–
تنها مرگ و عشق هستند که همه چیز را عوض می کنند
———————–
آیا می توان شعری به زیبایی یک درخت گفت ؟!
———————–
هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :
دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد.
شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .
عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود
———————–
این کودکان فرزندان شما نی اند،
آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .
از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند.
به آنان عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز ، که ایشان را افکاری دیگر به سر است ، تفکراتی از آن خویشتن

Like
0

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا,همه مطالب

برچسب‌ها :

دیدگاه خود را بنوبسید