جملات زیبا از خواجه عبدا… انصاری
1- لذت و خوشی در طلب است ، دریافت خوشی نیست.
2- شب ، موسم عارفان است و وقت خلوت دوستان
آرامگاه مشتاقان است ، هنگام نواخت بندگان
چون شب در آمد ، دوستان را وقت خلوت آمد
رقیبان در خواب و دشمنان دور ، خانه خالی و دوست منتظر
شب دو حرف است . شین و با ، شین او شفقت و بای او برکت
3- عارفان را از انکار منکر چه باک ، نه دریا به دهن سگ پلید شود و نه سگ به هفت دریا پاک.
4- خواب فراوان ، خورد فراوان و گفت فراوان ، دل را سخت کند.
5 – گفت ، نوشی است همه زهر / خاموشی ، زهری است همه نوش


*******************
حکایتی از مولانا
روزی مولانا از مسجد بسوی شهر عزیمت می فرمود . ناگاه راهبی پیر مقابل افتاده ، سر نهادن گرفت
مولانا فرمود که : تو مسن تر باشی یا ریش تو ؟ راهب گفت : من بیست سال از ریش خود بزرگترم
فرمود که ای بیچاره ، آنکه بعد از تو رسید پخته شد ، تو همچنان که بودی ، در سیاهی وخامی می روی.
ای وای بر تو اگر تبدیل نیابی و پخته نشوی . راهب مسکین فی الحال زنار برید و ایمان آورد و از مسلمانان
مسلم شد.
ای که پنجاه رفت و در خوابی / باشد که این چند روزه دریابی
*******************
بزرگی دنیا همچون دایره ای است بر روی آب ، که هر زمان بر پهنای خود می افزاید و در منتهای وسعت
هیچ می شود.
*******************
ابو هریره رضی لله انه هر روز به خدمت مصطفی صلی الله علیه آمدی. گفت یا اباهریره هر روز میا تا محبت زیادت شود.
صاحبدلی را گفتند بدین خوبی که آفتاب است نشنیده ام که کس او را دوست گرفته است و عشق آورده ، گفت: برای آنکه هر روز می توان دید مگر در زمستان ، که محجوب است و محبوب .
به دیدار مردم شدن عیب نیست
ولیکن نچندانکه گویند بس
اگر خویشتن را ملامت کنی
ملامت نباید شنیدت ز کس

دسته بندی‌ها: عشق و عرفان,همه مطالب

برچسب‌ها :

دیدگاه خود را بنوبسید