رو رو که نه ای عاشق ای زلفک و ای خالک / ای نازک و ای خشمک پابسته به خلخالک

با مرگ کجا پیچد آن زلفک و آن پیچک / بر چرخ کجا پرد آن پرک و آن بالک

ای نازک نازک دل دل جو که دلت ماند / روزی که جدا مانی از زرک و از مالک

اشکسته چرا باشی دلتنگ چرا گردی / دل همچو دل میمک قد همچو قد دالک

تو رستم دستانی از زال چه می ترسی / یا رب برهان او را از ننگ چنین زالک

من دوش تو را دیدم در خواب و چنان باشد / بر چرخ همی گشتی سرمستک و خوش حالک

می گشتی و می گفتی ای زهره به من بنگر / سرمستم و آزادم ز ادبارک و اقبالک

Like
0

دسته بندی‌ها: الماس هایی از مولانا,همه مطالب

برچسب‌ها :

دیدگاه خود را بنوبسید