نام کتاب : بلوغ ، maturity
نویسنده : اشو
مترجم : مرجان فرجی

تا به حال هیچ به این موضوع فکر کرده ای که چرا در سراسر دنیا ، در هر فرهنگ و جامعه ای تنها چند روز از سال را جشن می گیرند ؟ این چند روز جشن فقط برای جبران مافات است – زیرا جامعه همه جشن و غوغای زندگی ات را از تو گرفته است و اگر در ازای آن چیزی به تو ندهد ، زندگی تو می تواند برای فرهنگ خطر ساز باشد .

هر فرهنگی باید این کمبود ها را به نحوی جبران کند تا تو خود را غم زده و کاملآ بدبخت احساس نکنی . اما این جبرانی کاذب و تو خالی است .

آتش بازی و هفت ترقه و رقص نورهای رنگی نمی تواند تو را به شادی وادارد . اینها فقط

برای بچه ها خوب است – از نظر تو اینها فقط مشتی هیاهوی در هم و بر هم و سر و صدای مزاحم به حساب می آید . اما در دنیای درونت می تواند جریانی پیوسته از نورها ، آوازها و لذات نوسان داشته باشد .

همیشه به یاد داشته باش که اجتماع وقتی به فکر چاره جویی می افتد که احساس کند عدم جبران این واپس خوردگی در صورت انفجار به موقعیت خطرناکی منجر می گردد . اجتماع راه هایی را پیش پایت می گذارد تا بتوانی این واپس خوردگی را به نحوی بیرون بریزی – اما جشن واقعی این نیست ، نمی تواند واقعی باشد .

جشن واقعی باید از زندگی تو و در زندگی تو پدید بیاید .

جشن واقعی را نمی توان مطابق با گاه شمار – مثلآ اول نوامبر – برپا کرد . عجیب است ، تو سراسر سال بدبختی و یکباره اول نوامبر از بدبختی بیرون آمده ، از شادی به رقص درمی آیی . یا آن بدبختی ریاکارانه بوده و یا اول نوامبر دروغین و ساختگی است ؛

هردو نمی توانند حقیقی باشند و همین که اول نوامبر گذشت ، دوباره تو به سوراخ تاریک خودت خواهی خزید و همه دگرباره در باتلاق بدبختی و اضطراب خود فرومی روند . زندگی باید جشنی پیوسته باشد ؛ فستیوالی آکنده از نورهای رنگی در سراسر سال .

Like
0

دسته بندی‌ها: معرفی کتاب,همه مطالب

برچسب‌ها :

دیدگاه خود را بنوبسید