حکایتی از گلستان سعدی – شکرگزاری

0

 

سعدی در حکایتی از گلستان، انسان را به شکرگزاری بر آن چه دارد فرا می خواند:

” هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روزی از گردش آسمان درهم نکشیده،

مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم به مسجد

جامع کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت، سپاس حق به جای

آوردم و بر بی کفشی صبر کردم. ”

.توجه داشته باشید که شکرگزاری به آنچه داریم،به این مفهوم نیست که قانع باشیم

و چیز دیگری نخواهیم. بلکه قدردانی از آنچه داریم سبب می شود،چیزهایی را که نداریم به زندگی جذب کنیم.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت توسط reCAPTCHA و گوگل محافظت می‌شود حریم خصوصی و شرایط استفاده از خدمات اعمال.